السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

181

جواهر البلاغة ( فارسى )

كه مناسب با مستعارمنه است ذكر كرده و اين ترشيح است . و اجتماع تجريد و ترشيح به تعارض آن دو و سقوطشان مىانجامد . پس گويا استعاره به چيزى نزديك نگشته است ، و در اين هنگام در رتبهء استعارهء مطلقه است . ب - و المرشّحة هى التى قرنت بملائم المستعار منه اى المشبّه به نحو : ب - و مرشّحه ، استعاره‌اى است كه همراه چيزى باشد كه با مستعارمنه يعنى مشبّه‌به مناسبت دارد ؛ مانند : أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ « 1 » آنان كسانى هستند كه گمراهى را به [ بهاى ] هدايت خريدند در نتيجه دادوستدشان سود نكرد . استعير الشراء للاستبدال و الاختيار ثم فرع عليها ما يلائم المستعار منه من الربح و التجارة . « اشتراء » ( خريدن ) براى « استبدال » ( عوض‌كردن ) يا « اختيار » ( برگزيدن ) استعاره آورده شده است سپس سود و تجارت كه متناسب با مستعارمنه يعنى « اشتراء » است به عنوان فرع براى آن استعاره آمده . و مانند : « من باع دينه بديناه لم تربح تجارته » كسى كه دينش را به دنيايش فروخت دادوستد او سود نكرد . در اينجا « باع » براى « استبدل » استعاره آورده شده است . و « لم تربح تجارته » ترشيح است . و سميت مرشحة لترشيحها و تقويتها بذكر الملائم و ترشيح الاستعارة التصريحية متفق عليه . و مرشّحه ناميده شده است براى قوّت يافتن و تقويت استعاره به وسيلهء ذكر چيزى كه [ با مستعارمنه ] مناسبت دارد . و بر ترشيح استعارهء مصرّحه ، همهء علماى بلاغت اتفاق دارند [ ليكن ترشيح استعارهء مكنيه اختلافى است ] . ج - و المجردة - هى التى قرنت بملائم المستعار له أى المشبّه . ج - و مجرده ، استعاره‌اى است كه همراه چيزى باشد كه با مستعارله يعنى مشبّه تناسب دارد ؛ مانند :

--> ( 1 ) - بقره ، 16