السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
179
جواهر البلاغة ( فارسى )
2 - و خاصيّة و هى الغريبة التى يكون الجامع فيها غامضا لا يدركه الا اصحاب المدارك من الخواص كقول كثيّر يمدح عبد العزيز بن مروان : 2 - استعارهء خاصيّه است و آن استعاره دور از دسترس است كه جامع در آن پوشيده است و آن جامع را نمىفهمد مگر افراد ويژهاى كه دارندگان درك و شعور هستند . مانند سخن « كثيّر » كه در ستايش عبد العزيز پسر مروان مىگويد : غمر الرّداء اذا تبسم ضاحكا * غلقت لضحكته رقاب المال « 1 » بخشش او فراوان است هرگاه لبخند زند با خندهء او رقاب دارايىها ( به دست طلبكنندگان ) بسته مىشود . غمر الرداء « كثير العطايا و المعروف » استعار الرداء للمعروف لانه يصون و يستر عرض صاحبه كستر الرداء ما يلقى عليه و اضاف اليه الغمر و هو القرينة على عدم ارادة معنى الثوب لانّ الغمر من صفات المال لا من صفات الثوب و هذه الاستعارة لا يظفر باقتطاف ثمارها الا ذووا الفطر السليمة و الخبرة التامة . « غمر الرداء » : كسى كه بخششها و نيكوييش فراوان است . « رداء » را براى كار نيكو استعاره آورده است ، چون نيكويى آبروى نيكوكار را پاس مىدارد و مىپوشاند همانگونه كه « رداء » آنچه را كه بر آن افكنده شود مىپوشاند . و واژهء « غمر » را به « رداء » اضافه كرد و اين قرينه است كه معنى جامه اراده نشده است . زيرا « غمر » از صفات مال است نه از صفات جامه . و به چيدن ميوههاى اين استعاره دست نمىيابد مگر صاحبان سرشتهاى ( ذوقهاى ) سالم و مهارت كامل . المبحث الحادى عشر فى تقسيم الاستعاره باعتبار ما يتصل بها من الملائمات و عدم اتصالها تنقسم الاستعارة باعتبار ذكر ملائم المستعار منه او باعتبار ذكر ملائم المستعار له او باعتبار عدم اقترانها بما يلائم احدهما الى ثلاثة اقسام : مطلقة و مرشحة و مجردة . بحث يازدهم
--> ( 1 ) - « غمر » : فراوان . « رداء » جامهء ويژهاى است كه بر دوش مىگيرند ، در اينجا « رداء » براى عطا و بخشش استعاره آورده شده است . بنابراين « غمر الرداء » به معنى « كثير العطاء » است . « غلقت » چون جواب « اذا » است به اين معناست : بسته مىشود . « ضحكته » : خندهء او يكبار خنديدن او . « رقاب » به كسر را جمع « رقبه » به معنى گردن است . مراد از گردنهاى مال ، سركيسهها و مانند آن است ؛ يا مراد مالكيت اموال است .