السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
161
جواهر البلاغة ( فارسى )
معناها الحقيقى إلى المعنى المتخيّل ، إضافتها إلى المنيّة . وقتى كه « منيّة » را به حيوان درنده تشبيه كرد در اينكه غافلگيرانه نابود مىسازد ، واهمه شروع كرد تا آن را به شكل حيوان درنده تصوير كند و براى آن ويژگىهاى حيوان درنده را اختراع كند ، پس براى آن شكلى مانند « اظفار » پديد آورد سپس لفظ « اظفار » را بر آن به كار برد . بنابراين لفظ « اظفار » استعارهء تصريحيهء تخييليه است . اما تصريحيه است براى اينكه در آن به لفظ مشبّهبه تصريح شده است و مشبّهبه آن لازمى است كه نام آن بر شكل وهمى كه شبيه شكل « اظفار » واقعى است به كار رفته است . و اما تخييليه است براى اينكه مستعارله تحقق حسى يا عقلى ندارد ، و قرينه براى نقل يافتن « اظفار » از معناى حقيقىاش به معناى خيال شده ، اضافه شدن « اظفار » به « منيّة » است . « 1 » توضيح : ضمير « يصوّرها » به « منيّة » ، و ضمير « بصورته » به « سبع » باز مىگردد . و ضمير « ثم أطلق عليها » به « صورة » برمىگردد . هذا و مذهب السّكاكى فى المكنية مردود عليه . بأنّ لفظ المشبّه فيها مستعمل فيما وضع له تحقيقا للقطع بأنّ المراد بالمنيّة الموت لا غير فليس مستعارا . اين را داشته باش . و عقيدهء سكاكى دربارهء استعارهء بالكنايه به او ردّ شده است . چون لفظ مشبّه در آن استعاره در موضوعله حقيقى خود به كار رفته است براى اينكه يقينا مقصود از « منيّة » فقط مرگ است ؛ بنابراين مستعار نيست . ضمير « فيها » به استعاره باز مىگردد . التنبيه السادس : الاستعارة صفة للّفظ على المشهور و الحقّ أنّ المعنى يعار أوّلا ثمّ يكون اللفظ دليلا على الاستعارة و ذلك : 1 - لأنّه إذا لم يكن نقل الاسم تابعا لنقل المعنى تقديرا لم يكن ذلك استعارة مثل الأعلام المنقولة فأنت إذا سمّيت إنسانا بأسد أو نمر أو كلب لا يقال إنّ هذه الأسماء مستعارة لأنّ نقلها لم يتبع نقل معانيها تقديرا . يادآورى ششم : استعاره بنا بر مشهور صفت لفظ است ولى حق اين است كه نخست
--> ( 1 ) - سكاكى بر اين باور است كه : تخييليه گاه بدون مكنيه يافت مىشود ؛ مانند سخن آنان : « أظفار المنيّة الّتى كالسبع نشبت بفلان » در « اظفار » استعارهء تخييليه همراه با تشبيه صريح يافت شده است . ليكن اين بعيد است . زيرا همانندى براى آن در سخن عربى يافت نشده است . پس فرق بين سكاكى و غير سكاكى اين است كه سكاكى معتقد است هراستعاره بالكنايهاى همراه تخييليه است ولى عكس آن نيست . [ هر استعارهء تخييليهاى حتما همراه بالكنايه نيست . ] مگر زمخشرى كه مىگويد : آن دو باهم تلازم دارد .