السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
145
جواهر البلاغة ( فارسى )
أطلق على الصورة الّتى هى مثل صورة الأظفار ، لفظ الأظفار فتكون لفظة « أظفار » استعارة تخييلية لأنّ المستعار له لفظ أظفار صورة وهميّه تشبه صورة الأظفار الحقيقية و قرينتها إضافتها إلى المنيّة . شاعر « منيّة » مرگ را به « سبع » حيوان درنده تشبيه كرده است . جامع و وجهشبه در هردو به ناگاه نابود ساختن و هلاك غافلگيرانه است . و « سبع » را براى « منيّة » استعاره آورد و آن را حذف كرد و به وسيلهء « اظفار » ( ناخنها و چنگالها كه يكى از لوازم مشبّهبه است به آن مشبّهبه اشاره كرد . ) و اين كار براساس استعارهء بالكنايهء اصليه است . و قرينهء اين استعاره لفظ « اظفار » است . سپس واهمه تصوير مرگ را به صورت حيوان درنده آغاز كرد . پس براى مرگ ، صورتى چونان صورت « اظفار » اختراع كرد ، سپس لفظ « اظفار » را بر صورتى كه مثل صورت « اظفار » بود به كار برد . بنابراينكه مستعارله لفظ « اظفار » يك صورت وهمى است كه به صورت « اظفار » حقيقى شباهت دارد و قرينهء آن اضافه شدنش به « منيّة » است . « اغتيال » : به ناگاه كشتن و غافلگيرانه نابود ساختن و به اصطلاح رايج امروز ترور كردن . توضيح : ما گاهى چيزى را به چيز ديگرى تشبيه مىكنيم و مشبّه و مشبّهبه و ابزار تشبيه را در كلام مىآوريم ؛ مثلا مىگوييم : « بخشش على 7 مثل درياست » در اين مثال بخشش على - عليه السّلام - مشبّه و « دريا » مشبّهبه و « مثل » از ابزار تشبيه است . و گاهى چيزى را به چيز ديگرى تشبيه مىكنيم و مشبّهبه و ابزار تشبيه را در كلام نمىآوريم بلكه تنها يكى از ويژگىهاى مشبّهبه را همراه مشبّه مىآوريم ، در مثال گذشته مىگوييم : « امواج بخشش على - عليه السّلام - تهيدستان را شادكام مىكرد » در اين سخن « دريا » و « مثل » كه مشبّهبه و ابزار تشبيه بود در كلام نيامده و « امواج » كه از ويژگىهاى درياست با مشبّه ( بخشش على عليه السّلام ) آورده شده است . در تعبير « كمر آمريكا شكست » آن كشور به حيوان تشبيه شده و كمر كه از ويژگىهاى حيوان است با مشبّه آمده است . از همين دست استعارههاى بالكنايه است . اينها : دست اجل ، بال علم ، دست روزگار ، ديدهء روزگار ، دامن خاك ، گوش هوش ، زلف سخن ، رخ انديشه ، خشم طبيعت ، چشم دل ، گوش دل ، سر ايمان و . . . در اين تعبيرها ما دو كار كردهايم :