السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

83

جواهر البلاغة ( فارسى )

و اعلم أنّ المعانى جمع معنى و هو فى اللغة : المقصود و فى اصطلاح البيانيّين هو التعبير باللفظ عمّا يتصوره الذّهن او هو الصورة الذهنيّة من حيث تقصد من اللّفظ . بدان : معانى جمع معناست و معنى در لغت ، مقصود را گويند و در اصطلاح دانشمندان علم بيان ، معنى ، تعبير لفظى است از چيزهايى كه ذهن ، تصور كرده يا آن شكل ذهنى است كه از لفظ ، قصد مىشود . و اعلم انّ لكلّ جملة ركنين : مسندا ، و يسمى محكوما به او مخبرا به و مسند اليه و يسمى محكوما عليه او مخبرا عنه و أمّا النسبة التّى بينهما فتدعى « اسنادا » . و بدان‌كه هرجمله‌اى دو ركن دارد : 1 - مسند كه « محكوم به » يا « مخبر به » نيز ناميده مىشود . 2 - مسند اليه كه « محكوم عليه » يا « مخبر عنه » هم نام مىگيرد . اما به نسبتى كه بين مسند اليه و مسند است « اسناد » گفته مىشود . و مازاد على المسند و المسند اليه من مفعول و حال و تمييز و نحوها فهو قيد زائد على تكوينها الّا صلة الموصول و المضاف اليه . و آنچه افزون از مسند و مسند اليه مىآيد چون مفعول ، حال ، تمييز و مانند اينها ، قيد زايد بر وجود جمله است . به غير از صله موصول و مضاف اليه كه قيد زايد نيست . توضيح : دو ركن وجودى جمله ، تنها مسند و مسند اليه است . و اين دو ، جمله را شكل مىدهد ، و آنچه به اين دو افزوده مىشود غير از مضاف اليه يا صله ، همه قيد زايد است ولى صله موصول يا مضاف اليه ، زايد نيست مثلا اگر گفتيم : « الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » * يا اگر گفتيم : « غلام زيد عالم » در اين دو مثال ، « آمنوا » كه صله است و « زيد » كه مضاف اليه است قيد زايد نيست . مقصود از « نحوها » قيدهاى ديگر چون توابع و ادوات شرط است . « 1 »

--> آورد كه هيچ كاستى نداشت . و پس از سكاكى دانشمندان قرن هفتم و بعد از قرن هفتم آمدند و نگاشته‌هاى خويش را مختصر كردند و بدان‌گونه كه شيوه‌هاى آموزش دانش‌آموزان در هرسرزمينى بدانها اجازه مىداد كتابهاى خويش را ترتيب دادند تا اين‌كه اكنون بيشتر ، مانند معمّاها و چيستانها شده است . ( اين باور مؤلف است ليكن پژوهندگان تاريخ بر اين باورند كه كسانى غير از اينها اين علوم را بنياد نهاده‌اند ) ( 1 ) . بدان كه : جمله‌ها نزد اهل معانى ، همه يك سطح نيستند بل برخى از آنها جمله‌هاى رئيسيه است و بعضى غير رئيسيه . جمله‌هاى رئيسيه ، مستقل است و قيد جمله ديگرى نيست و جمله‌هاى غير رئيسيه آنهايى است كه غير