السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

69

جواهر البلاغة ( فارسى )

بيشتر است نكوهشت مىكند و آن كس كه از تو مرتبه‌اش پايين‌تر است ، خود را برتر از تو مىبيند . توضيح : « لا تواتيك » : همراهى نمىكند ، همساز نيست . « لا تعتريك » : به تو نمىنشيند ، به تو نمىرسد ، نفوذ نمىكند . « لا تسنح لك » : آسان نمىگيرد . « اغتصاب » : غصب كردن . « قرض الشّعر » : شعر سرودن ، به نظم آوردن . فان ابتليت بأن تتكلّف القول و تتعاطى الصّنعة و لم تسمح لك الطباع فى أوّل وهلة و تعصّى عليك بعد إحالة الفكرة فلا تعجل و لا تضجر ، و دعه بياض يومك او سواد ليلك و عاوده عند نشاطك و فراغ بالك ، فإنّك لا تعدم الإجابة و المواتاه ، ان كانت هناك طبيعة او جريت من الصناعة على عرق . پس اگر به پرداختن سخن و دست يافتن به صنعتى دچار شدى و ذوق و سليقه‌ات در وهلهء نخست ، به تو رخصت نداد و پس از انديشيدن هم با تو سختى نمود ، شتاب نكن و آزرده مباش . و از پرداختن به آن سخن در روشناى روز يا تيرگى آن شب دست بكش . و هنگامى كه روانى خرّم و خاطرى آسوده يافتى به آن باز گرد . بىشك در آن هنگام ، دستاورد و پاسخى همساز را از دست نخواهى داد ، اگر طبع و سرشتى متناسب داشته باشى . يا در قلمرو هنر ، بر اساس بنياد و ريشه‌اى گام زده باشى . توضيح : « لم تسمح لك » : به تو اجازه نداد . « مواتاة » : همراهىكردن ، همساز شدن ، هماهنگ گرديدن . « عرق » : بن ، پايه ، ريشه . فان تمنّع عليك بعد ذلك من غير حادث شغل عرض و من غير طول اهمال فالمنزلة الثالثه ان تتحوّل من هذه الصناعة الى اشهى الصناعات إليك و اخفّها عليك . . . ؛ لانّ النفوس لا تجود بمكنونها مع الرّغبة و لا تسمح بمخزونها مع الرّهبة ، كما تجود به مع المحبّة و الشّهوة فهكذا هذا . اگر پس از اينها نيز طبعت به تو بهره نداد بدون اين‌كه رخدادى رخ نموده باشد و بدون اين‌كه زمانى دراز ، آن كار را رها كرده باشى . آنگاه بايد در منزل سوم ، از آن هنر به هنرى كه