السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

67

جواهر البلاغة ( فارسى )

مىكند . به راستى اندكى از اين ساعت ، بنيادى پربارتر و نهادى ارجمندتر دارد . ( و پديده‌اش ) بهتر در گوشها و شيرين‌تر در دلها مىنشيند و از اشتباه فاحش ، پيراسته‌تر است . و براى هرچشم و دلى از حيث ارزشمندى لفظ و شگفتى و تازگى معنا جالب‌تر است . و بدان كه : اين زمان اندك ، براى تو ، سودزاتر است از آنچه يك روز دراز به تو مىبخشد بر اثر رنج ، پىگيرى ، كوشش ، دشوارى و بازنگرى . و ايّاك و التّوعرّ ؛ فانّ التّوعر يسلمك الى التّعقيد و التعّقيد هو الّذى يستهلك معانيك و يشين الفاظك و من اراد معنى كريما فليلتمس له لفظا كريما ، فانّ حقّ المعنى الشريف اللفظ الشريف و من حقّهما ان تصونهما عمّا يفسدهما و يهجّنهما . . . و از دشوارسازى بپرهيز ، محققا دشوارسازى تو را به پيچيدگى مىسپارد و پيچيدگى ، معانيت را تباه و واژه‌هايت را نازيبا مىسازد . هركس مىخواهد معنى ارجدارى ارائه دهد بايد لفظ ارجمندى براى آن بجويد . چون بايستهء معنى گرانقدر ، لفظ گرانسنگ است و بايد اين دو را از آنچه ، به آنها آسيب مىرساند و بىارزششان مىكند ، پاس دارى . توضيح : « توعّر » : دشوار ساختن ، پيچيده‌كردن . و كن فى ثلاث منازل : فإنّ اولى الثلاث ان يكون لفظك رشيقا عذبا و فخما سهلا ، و يكون معناك ظاهرا مكشوفا ، و قريبا معروفا ، امّا عند الخاصة ان كنت للخاصّة قصدت و امّا عند العامّة ان كنت للعامّة اردت و المعنى ليس يشرف بان يكون من معانى الخاصّة و كذلك ليس يتّضع بان يكون من معانى العامّه . و انّما مدار الشرف على الصواب ، و إحراز المنفعة ، مع موافقة الحال و ما يجب لكلّ مقام من المقال . و در سه موقعيت باش : موقعيت نخست اين‌كه : لفظت زيبا و گوارا ، ارزشمند و آسان و معنايت آشكار و بىپرده ، نزديك به ذهن و آشنا باشد . چه پيش خواص اگر هدفت آنانند ، و چه پيش تودهء مردم ، اگر آنان را قصد كرده‌اى . و معنا به اين‌كه از معانى ويژهء خواص باشد ، ارجمند نمىگردد . همين‌گونه ، به اين‌كه از معانى توده‌ها باشد ، فرود نمىآيد . تنها ميزان ، درستى ، سودبخشى و هماهنگى با حال و با نياز حتّمى موقعيّت است . توضيح : « رشيق » : زيبا ، آراسته . « عذب » : گوارا ، خوش‌آوا . « فخم » : گرانسنگ ، ارزشمند .