السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

65

جواهر البلاغة ( فارسى )

پاسخ دادن ، سخن آغازكردن ، ارائهء شعر ، ايراد خطبه‌هاى مسجّع و نگارش نامه‌ها . و در تمام اين ابواب ، رمزآسا گفتن ، اشارت‌كردن ، و كوتاه آوردن ، بلاغت است . فأمّا الخطب بين السّماطين و فى اصلاح ذات البين ، فالإكثار فى غير خطل و الإطالة فى غير إملال . و ليكن فى صدر كلامك دليل على حاجتك فقيل له : فان ملّ المستمع الإطالة الّتى ذكرت انّها حقّ ذلك الموقف ؟ قال : إذا أعطيت كلّ مقام حقّه و قمت بالّذى يجب من سياسة ذلك المقام و ارضيت من يعرف حقوق الكلام فلا تهتمّ لما فاتك من رضا الحاسد و العدوّ ، فانّه لا يرضيهما شىء و امّا الجاهل فلست منه و ليس منك . و قد كان يقال : « رضاء النّاس شى لا ينال » « 1 » . امّا سخنرانيهايى كه بين دو گروه و براى آشتى دادن آنان ايراد مىگردد ، بايد گسترده و بدون ناهنجارى باشد ، ( به درازا بكشد و آزردگى نياورد ) . و بايد آغاز سخنت ، نشانگر مقصودت باشد . آنگاه از وى سؤال شد : اگر اين گستردگى كه تو مىگويى حق چنين موقعيتى است ، شنونده را خسته كند ؟ پاسخ داد : اگر تو حق هرموقعيتى را ادا كنى و آنچه را كه بايد در آن موقعيت ، تدبير شود ، بياورى و شناسندهء حقوق سخن را خشنود سازى ، ديگر ، به آنچه از خشنودى رشك ورزنده و دشمن ، منتفى شده است اهميّت مده . چون بىشك ، اين دو را چيزى خرسند نمىكند . و امّا نادان را كه نه تو از اويى و نه او از تو . در گذشته ، گفته مىشد : « خرسندى همهء مردم ، چيزى است كه به دست نمىآيد . » توضيح : « خطب » : سخنرانيها . « سماط » : گروه . « سماطين » : دو گروه . « خطل » : بر وزن سحر ، به معنى سستى ، سبكى ، ناهنجارى سخن است . 7 - و لابن المعتزّ : ابلغ الكلام : ما حسن ايجازه ، و قلّ مجازه و كثر إعجازه و تناسبت صدوره و أعجازه « 2 » . و از ابن معتزّ است كه : بليغ‌ترين سخن ، چيزى است كه كوتاهيش نيكو ، مجازش كم ،

--> ( 1 ) . البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 91 و 92 . ( 2 ) . نهاية الارب ، ج 7 ، ص 11 .