السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

50

جواهر البلاغة ( فارسى )

تطبيق اجراء و نمونه‌آورى بيّن العيوب الّتى أخلّت بفصاحة الكلام فيما يأتى ؟ عيبهايى را كه به فصاحت سخنان زير ، آسيب رسانده است ، بيان كن . لك الخير غيرى رام من غيرك الغنى * و غيرى به غير اللّازقية لاحق بر تو خير باد . غير من آهنگ دستيابى از غير تو كرده و غير من به غير شهر « لازقيّه » مىپيوندد . يعنى : من تنها از تو اميد دريافت دارايى دارم و تنها به شهر « لازقيّه » پناه مىبرم . در اين شعر ، تكرار واژهء « غير » به فصاحت آن ، آسيب رسانده است . اين شعر از متنبّى است . و أزورّ من كان له زائرا * و عاف عافى العرف عرفانه كسى كه به ديدارش مىآمد برگشت و آن‌كه خواهان احسان بود از شناختنش ناخشنود گشت « 1 » . أنىّ يكون ابا البرايا آدم * و ابوك و الثقلان انت محمّد چگونه آدم ، پدر مردم است با اين‌كه محمّد پدر توست و تو ( تجلّى ) انس و جنّ هستى « 2 » . و من جاهل بى و هو يجهل جهله * و يجهل علمى انّه بى جاهل و كسى كه مرا نمىشناسد و از نادانى خويش بىخبر است و نمىداند كه از نادانيش آگاهم و مىدانم كه مرا نمىشناسد « 3 » . در اين شعر ، پنج واژه ، از مادّه « جهل » آمده است و كثرت تكرار دارد . فقلقلت بالهم الّذى قلقل الحشا * قلاقل عيس كلّهنّ قلاقل

--> ( 1 ) . عيب اين شعر ، در تنافر واژه‌هاى آن است . اين شعر ، از حريرى است نگاه كنيد به مقامات حريرى ، ص 271 . ( 2 ) . شاعر ، مىخواهد بگويد : چگونه آدم ، پدر انسانهاست با اين‌كه پدر تو محمّد است و تو « ثقلانى » يعنى جنّ و انسى . يعنى : در شخص مورد ستايش ، ارزش و كمال خلقت جنّ و انس جمع شده است . در اين شعر ، بين « ابوك » كه مبتداست و بين « محمّد » كه خبر است . جملهء معترضهء « الثقلان انت » فاصله شده است . با اين بيراهه رفتن ، شعرش سبك و تهىمايه گشته . ( اين شعر از متنبّى ، در ستايش فرزند محمّد طائى است . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء : عبد الرّحمن برقوتى ، ج 1 ، ص 217 ) . ( 3 ) . اين شعر از متنبّى است . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، ج 2 ، ص 128 .