السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

48

جواهر البلاغة ( فارسى )

أغراضا اخرى تعتبر خروجا عن سنن العرب فى استعمالاتهم و يعدّ ذلك تعقيدا فى المعنى حيث لا يكون المراد بها واضحا . همين‌گونه است همهء كنايه‌هايى كه عرب ، براى اهداف ويژه‌اى به كار مىگيرد و گوينده با دگرگونى آنها هدفهاى ديگرى را اراده مىكند . اينها بيرون رفتن از سنّتهاى استعمال عرب ، لحاظ مىگردد و داراى تعقيد معنوى به حساب مىآيد چون مقصود از آنها آشكار نيست . « و هكذا » يعنى همين‌گونه تعقيد دارد . ضمير « تستعملها » و « يغيّرها » و « بها » به « كنايات » برمىگردد . الخامس - « كثرة التّكرار » كون اللفظ الواحد اسما كان او فعلا او حرفا و سواءا كان الاسم ظاهرا او ضميرا ، تعدّد مرّة بعد اخرى به غير فائدة - كقوله : انّى و أسطار سطرن سطرا * لقائل يا نصر نصر نصرا عيب پنجم : ( كثرت تكرار ) است يعنى اين‌كه بدون فائده يك واژه ، پىدرپى بيايد چه آن واژه ، فعل باشد چه حرف ، چه اسم ظاهر و چه ضمير « 1 » . مانند سخن او ( اين شعر به رؤبة بن « عجّاج » نسبت داده شده است ) . سوگند به سطرهايى كه نگاشته شده است نگاشته شدنى . من مىگويم : اى نصر ، اى نصر ، ياورى كن ياورى كردنى « 2 » . در اين شعر ، « سطر » و هم‌خانواده‌هايش و كلمهء « نصر » كثرت تكرار دارد . و كقول المتنبّى : أقل أنل أقطع أجمل علّ سلّ اعد * زد هشّ بشّ تفضّل أدن سرّ صل و مانند اين شعر متنبّى : پوزشم را بپذير ، ببخش ، از غلّه روزيم ده ، بر مركب سوارم كن ، بالايم ببر ، غمم را بزدا ، نيكيت را تكرار كن ، بيفزا ، نرمخو باش ، مژده‌ام ده ، به من عنايت فرما ، به خود نزديكم ساز ، شادم كن ، با خويش پيوندم ده « 3 » .

--> ( 1 ) . مقصود از « كثرت » در اينجا ، تكرار بيشتر از يك بار است . بنابراين ، ذكر يك چيز در مرتبهء دوم ، تكرار و در مرتبهء سوم ، كثرت تكرار است . قيد « كثرت » شرط شده است زيرا تكرار بدون كثرت ، فصاحت را تباه نمىسازد و اگر بنا بود تكرار ، به فصاحت آسيب برساند ، تأكيد لفظى ناپسند بود . ( 2 ) . برخى گفته‌اند : مقصود از سطرهاى نگاشته شده ، قرآن است و احتمال دارد « نصر » دوم با ضاد نقطه‌دار باشد كه نام دربان نصر بوده است . جامع الشّواهد ، چاپ سنگى ، ص 84 . ( 3 ) . در شرح ديوان متنبى ، نوشتهء عبد الرحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 71 . به جاى « أجمل » كلمهء « احمل » به كار رفته