السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

44

جواهر البلاغة ( فارسى )

أو تأخير او فصل بأجنبىّ بين الكلمات الّتى يجب ان تتجاور و يتصل بعضا ببعض . عيب سوم : ( پيچيدگى لفظى ) است بدين‌گونه كه دلالت و پيام سخن بر معنى مقصود ، نا آشكار و پيوند واژه‌ها ناهماهنگ با روند معانى باشد . و اين تعقيد ، پديدهء جلو انداختن يا پس بردن واژه‌ها يا جدا ساختن كلماتى است كه بايد با هم همسايه باشد به وسيلهء كلمات بيگانه « 1 » . و هو مذموم لانّه يوجب اختلال المعنى و اضطرابه من وضع الفاظه فى غير المواضع اللائقة بها . كقول المتنبّى : جفخت و هم لا يجفخون بها بهم * شيم على الحسب الأغرّ دلائل و اين ناهماهنگى ( تقديم ، تأخير و فاصلهء نابجا ) نكوهيده است ؛ چون انگيزهء نابسامانى و آشفتگى معنى مىگردد ؛ از اين جهت كه واژه‌هايش در غير موارد شايستهء خويش نهاده شده است . ( ضمير « الفاظه » به « كلام » و ضمير « بها » به « الفاظ » برمىگردد ) . مانند شعر متنبّى : اخلاقى كه نشانه‌هاى نياكان ارجمند است به آنان افتخار مىكند و آنان به آن اخلاق ، فخرفروشى نمىكنند « 2 » . اصله : جفخت ( افتخرت ) بهم شيم دلالل على الحسب الأغر و هم لا يجفخون بها . اصل شعر ، اين‌گونه بوده است : اخلاقى كه ادلّهء حسب ارجمند است به آنان ، افتخار مىكند ولى آنان به آن خلق‌وخوها افتخار نمىكنند . خلاصه : فاصله‌هاى نابجا در بين « جفخت » و « شيم » كه فاعل آن است و بين « شيم » و « دلائل » كه صفت آن است و پس و پيش آوردن كلمات ديگر ، اين شعر را دچار تعقيد لفظى كرده است . الرابع - « التعقيد المعنوى » كون التركيب خفىّ الدّلالة على المعنى المراد بحيث لا يفهم معناه الّا بعد عناء و تفكير طويل .

--> ( 1 ) . مانند اين‌كه با واژه‌هاى بيگانه ، بين صفت و موصوف يا بدل و مبدل منه يا مبتدا و خبر يا مستثنى و مستثنى منه فاصله بيندازيم و اين انگيزهء درهم شدن و ناموزون گرديدن سخن مىشود . ( 2 ) . واژه « جفخت » بر كام ، تلخ است و گوش از شنيدنش مىلرزد و مىهراسد . متنبّى اگر به جاى « جفخت » از كلمهء « فخرت » استفاده كرده بود شعرش استوار مىگشت و از واژهء بهترى بهره جسته بود . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء برقوتى ، ج 2 ، ص 183 .