السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
433
جواهر البلاغة ( فارسى )
گرايش از تكلم به خطاب مانند سخن خداى برين : « وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ . . . » « 1 » چرا كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و شما به سوى او بازگشت مىيابيد ؟ در اين آيهء شريفه ، روند سخن به گونهء تكلم است لكن در پايان آيه به گونهء خطاب در مىآيد . بر اساس قاعده بايستى مىگفت : « إليه أرجع » ولى گفته ! « إليه ترجعون » . 2 - عدول من التكلّم إلى الغيبة كقوله تعالى : يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ . « 2 » گرايش از تكلم به غيبت ، چون سخن خداى برين : « يا عبادى . . . » اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد از رحمت خداوند نوميد نشويد در اين آيه ، شريفه ، روند كلام به گونهء تكلم است لكن به جاى « من رحمتى » از « رحمة اللّه » استفاده شده است و بدينسان التفات از تكلم به غيبت شده است . 3 - عدول من الخطاب إلى التّكلم كقوله تعالى : وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ . « 3 » گرايش از خطاب به تكلم ، مثل سخن خداى و الا : « و استغفروا . . . » و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد ، سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار ( بندگان ) است . آغاز سخن در اين آيهء شريفه به گونهء خطاب است ولى در « إنّ ربّى » التفات به سوى متكلم پيدا شده است . 4 - عدول من الخطاب إلى الغيبة كقوله تعالى : رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ . « 4 » گرايش از خطاب به غيبت ، مانند سخن خداى و الا : « ربّنا . . . » پروردگارا ، به يقين ، تو در روزى كه هيچ ترديدى در آن نيست ، گردآورندهء مردمانى . قطعا خداوند ، در وعدهء ( خود ) خلاف نمىكند . شكل ارائه سخن در آغاز آيه به صورت خطاب است لكن در « إنّ اللّه » از خطاب به غيبت التفات شده است . 5 - عدول من الغيبة إلى التّكلم كقوله تعالى : وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً و القياس « و أنزل » .
--> ( 1 ) . يس ، 22 . ( 2 ) . زمر ، 53 . ( 3 ) . هود ، 90 . ( 4 ) . آل عمران ، 9 .