السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

430

جواهر البلاغة ( فارسى )

پايدار نماند و غير خدا پايدار نيست . و قال تعالى : وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ . « 1 » خداى برين فرمود : و دستت را در گريبان ببر ، سپيد بىگزند در مىآيد . « 2 » و قال تعالى : وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 3 » و آنان را بر خودشان مقدّم مىدارند و اگرچه در خودشان نياز مبرم باشد . « 4 » و قال تعالى : فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ « 5 » و خداى و الا فرمود : سوگند به جاهاى ستارگان ( و محل طلوع و غروب آنها ) و اين سوگندى بسيار بزرگ است اگر بدانيد . « 6 » حليم إذا ما الحلم زين لأهله * مع الحلم فى عين العدوّ مهيب « 7 » او شكيباست زمانى كه شكيبايى براى اهلش زيور است با اين شكيبايى در چشم دشمن ، هيبت‌دار است . « 8 » أتى الزمان بنوه فى شبيبته * فسرّهم و أتيناه على هرم « 9 » پسران زمان در جوانيش آمدند پس زمان ، آنان را شادمان كرد و ما هنگام پيرى روزگار آمديم . « 10 » ( ما را غمگين ساخت ) . و ألفيته بحرا كثيرا فضوله * جواد متى يذكر له الخير يزدد « 11 » و او را دريايى يافتم كه بخششهايش فراوان است . بخشنده است هنگامى كه براى او خير گفته مىشود ، بر بخشش خويش مىافزايد .

--> ( 1 ) . طه ، 22 . ( 2 ) . « من غير سوء » در اين آيه ، احتراس است و توهم پيسى و مانند آن را مىزدايد . ( 3 ) . حشر ، 9 . ( 4 ) . « وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ » در اين آيهء كريمه ، « ايغال » است . ( 5 ) . واقعه ، 75 و 76 . ( 6 ) . « لو تعلمون » در اين آيهء شريفه براى اعتراض است . ( 7 ) . اين شعر از كعب بن سعيد غنوى است . ( 8 ) . شاعر ، « إذا ما الحلم زين لأهله » براى تكميل آورده است چون اگر اين جمله نباشد ممكن است كسى گمان برد - كه شكيبايى او از روى ناتوانى و ترس است . و بر اساس عقيدهء مؤلف كتاب ، « مهيب » براى احتراس است . و گفتنى است كه : مصراع اول به گونهء « إذا ما الحلم زيّن أهله » نيز نقل شده است . ( 9 ) . ديوان متنبّى با شرح عبد الرّحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 416 . ( 10 ) . در اين شعر ، جمله « فساءنا » حذف شده است . ( 11 ) . در اين شعر ، اطناب وجود دارد چون « متى يذكر الخير يزدد » براى تكميل است .