السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

43

جواهر البلاغة ( فارسى )

اين مقدّم بودن مرجع ضمير بر خود ضمير ، يك قانون اساسى و مشهور نحو است . لكن در موارد زير استثناء شده « 1 » . 1 - فاعل نعم و بئس و مانند آن دو . 2 - ضميرى كه با لفظ ربّ مجرور شده است . 3 - ضميرى كه با عامل نخست باب تنازع رفع داده شده است . 4 - ضميرى كه اسم ظاهرى براى آن ، بدل آورده شده و آن را تفسير مىكند . 5 - ضميرى كه مبتدا واقع شده و خبرش با آن هم‌معناست . 6 - ضمير شأن و قصّه « 2 » . و در غير اين موارد ، جايز نيست ضمير ، بر مرجعش پيشى بگيرد و اگر در سخنى ضمير ، لفظا و رتبة و حكما جلوتر از مرجعش بيايد آن سخن ، ضعف تأليف دارد « 3 » . مانند : و لو انّ مجدا اخلد الدّهر واحدا * من النّاس ابقى مجده الدّهر مطعما « 4 » اگر بزرگوارى ، كسى را در روزگار ، جاودانه مىساخت بزرگوارى « مطعم » وى را در دوران ، جاويدان كرده بود . ضمير « مجده » به « مطعم » بر مىگردد و « مطعم » چون مفعول به است لفظا و رتبة تأخر دارد . بنابراين شعر ، فصيح نيست زيرا با قواعد نحو ، ناهماهنگ است . الثالث - « التّعقيد اللّفظى » هو كون الكلام خفىّ الدّلالة على المعنى المراد به بحيث تكون الألفاظ غير مرتّبة على وفق ترتيب المعانى و ينشأ ذلك التّعقيد من تقديم

--> ( 1 ) . اين موارد در سخن بعضى جمع شده است : و مرجع الضمير قد تأخرا * لفظا و رتبة و هذا حصرا فى باب نعم و تنازع العمل * و مضمر الشأن و ربّ و البدل و مبتدا مفسر بالخبر * و باب فاعل بخلف فاخبر ( 2 ) . براى پژوهش بيشتر نگاه كنيد به : نحو وافى ، ج 1 ، ص 234 ، 235 . ( 3 ) . بدان كه : ضعف تأليف ، پديدهء انحراف از قواعد مشهور است به قانونى كه برخى از صاحب‌نظران پذيرفته‌اند ، امّا اگر مخالف قانون اجماعى باشد مثل اين‌كه فاعل جر داده و مفعول رفع داده شود ديگر اين فاسد و غير معتبر است و سخن ما دربارهء تركيب صحيح و معتبر است . ( 4 ) . « مطعم » يكى از سران مشركان است كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دفاع مىكرده . شعر ، بدين معناست : اگر بزرگوارى انسان ، انگيزهء جاودانگى در اين دنيا بود « مطعم بن عدى » شايسته‌ترين مردم به جاودانگى بود زيرا او از مجدى بهره مىگرفت كه غير او بهره نداشت و آن بهره‌ورى به جهت حمايت از صاحب شريعت بود . گفتنى است كه اين شعر از حسّان بن ثابت است .