السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
426
جواهر البلاغة ( فارسى )
شكافت . در اين آيهء شريفه ، ايجاز حذف جمله است . در اصل ، « فضرب فانفلق » بوده است . « ألا كل شىء ما خلا الله باطل » « 1 » فيه اطناب بالاحتراس . هشدار كه هرچه غير اوست باطل است . در اين سخن ، اطناب به شيوهء احتراس وجود دارد . إذا أنت لم تشرب مرارا على القذى * ظمئت و أىّ النّاس تصفو مشاربه « 2 » زمانى كه تو مكرر آب آلوده ننوشى تشنه مىمانى . و كدام يك از مردم ، آبشخورش پاكيزه است . فيه الاطناب بالتذييل و الجملة الثانية جارية مجرى المثل . در اين شعر ، اطناب به شيوهء تذييل وجود دارد و جملهء دوم « و أىّ النّاس تصفو مشاربه » جارى مجراى مثل است . « جوزى المذنب بذنبه و هل يجازى إلّا المذنب » : گنهكار ، كيفر گناهش را ديد و آيا غير از گناهكار مجازات مىشود ؟ در اين سخن ، اطناب به شيوهء « تذييل » است ولى اين « تذييل » جارى مجراى مثل نيست . « و هل يجازى إلّا المذنب » تذييل است . فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ « 3 » و هركه كارهاى شايسته انجام دهد و مؤمن ( هم ) باشد ، براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود . در اين آيهء شريفه ، اطناب به گونهء احتراس است . « البخيل بعيد من اللّه بعيد من النّاس بعيد من الجنة » خسيس از خدا دور است ، از مردم دور است ، از بهشت دور است . در اين جمله اطناب به گونهء ترديد وجود دارد . « وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى » « 4 » و لكن نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند . در اين آيه ، ايجاز حذف وجود دارد ، در اصل ، « ذا البّر » بوده و « ذا » حذف گرديده است .
--> ( 1 ) . اين شعر ، از لبيد است . ( 2 ) . اين شعر به بشار بن برد ، اسناد داده شده است . ( 3 ) . انبياء ، 94 . ( 4 ) . بقره ، 189 .