السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

418

جواهر البلاغة ( فارسى )

و يكى از اقسام اطناب ، تذييل است بدين‌گونه كه به دنبال جمله ، يك جمله مستقل ديگرى آورده مىشود اين جمله ، معناى جمله اول را فرا مىگيرد و منطوق يا مفهومش را تاكيد مىكند . مقصود از « منطوق » چيزى است كه لفظ آن در عبارت ، ذكر شده است . مراد از « مفهوم » چيزى است كه از عبارت ، برداشت مىشود . « نحو قوله تعالى » مانند سخن خداى برين : « وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » « 1 » و بگو : « حق آمد و باطل نابود شد ، يقينا باطل ، نابودشدنى است . » در اين آيهء شريفه ، « إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » تذييل است . معناى مستقل دارد و منطوق جمله پيشين را تاكيد مىكند چون « زهق الباطل » در جملهء اول ذكر شده است . و مانند : « ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ » « 2 » اين ( عقوبت ) را به ( سزاى ) آنكه كفران كردند به آنان جزا داديم و آيا جز ناسپاس را به مجازات مىرسانيم ؟ در اين آيهء كريمه ، « هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ » تذييل است و منطوق « جزيناهم بما كفروا » را تأكيد مىكند . و التذييل قسمان : قسم يستقل بمعناه ، لجريانه مجرى المثل و قسم لا يستقلّ بمعناه لعدم جريانه مجرى المثل . فالأول : الجارى مجرى الأمثال ، لاستقلال معناه و استغنائه عمّا قبله كقول طرفة : كلّ خليل كنت صافيته * لا ترك اللّه له واضحه كلّهم أروغ من ثعلب * ما أشبه اللّيلة بالبارحه و الثانى : غير الجارى مجرى الأمثال لعدم استغنائه عمّا قبله و لعدم استقلاله بافادة المعنى المراد كقول النّابغة : لم يبق جودك لى شيئا أو ملّه * تركتنى اصحب الدّنيا بلا أمل فالشّطر الثانى مؤكد للأول و ليس مستقلا عنه فلم يجر مجرى المثل تذييل دو قسم است : قسمى كه معناى مستقل دارد چون به گونهء مثل در آمده است و قسمى كه معنايش مستقل نيست زيرا به گونهء مثل ، جريان پيدا نكرده است .

--> اين شعر ، مفهوم آن ، بر نبود مرد كامل دلالت مىكند آنگاه آن مفهوم ، با جمله « أىّ الرّجال المهذّب » تاكيد شده است . ( 1 ) . اسراء ، 81 . ( 2 ) . سبأ ، 17 .