السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
415
جواهر البلاغة ( فارسى )
جملههايى كه محل از اعراب ندارد ، عبارت است از : 1 - جملهاى كه در آغاز سخن مىآيد . 2 - جملهء معترضه « 1 » 3 - جملهء مفسّره 4 - صلهء موصول 5 - جواب قسم 6 - جواب شرط 7 - جملهاى كه تابع جملهء ديگرى باشد كه محلى از اعراب ندارد . و ذلك لأغراض يرمى إليها البليغ غير دفع الإيهام : ( الف ) كالدّعاء نحو : إنّى « حفظك اللّه » مريض و كقول عوف بن محلّم الشّيبانى : إنّ الثمانين و بلّغتها * قد أحوجت سمعى إلى ترجمان و آوردن جملهء معترضه ، براى اهدافى است كه بليغ ، آنها را قصد مىكند و اين اهداف ، غير از زدودن ايهام است . ( چون آنچه براى زدودن ايهام مىآيد احتراس و تكميل ، نام مىگيرد ) مانند دعا در اين مثال : « إنّى ( حفظك اللّه ) مريض » من ( خدا تو را پاس دارد ) بيمارم . در اينجا جملهء « حفظك اللّه » جملهء معترضه است و براى دعا به كار رفته و مانند شعر عوف ، پسر محلّم شيبانى : « إنّ الثمانين . . . » « 2 » يعنى به راستى هشتاد سالگى - خدا كند عمرت به آن برسد - گوشم را نيازمند بازگو كننده كرده است . در اين شعر ، « و بلغتها » جملهء معترضهاى است كه به قصد دعا در وسط سخن يعنى بين اسم إنّ و خبر آن واقع شده است . ( ب ) و التنبيه على فضيلة العلم كقول الآخر : و اعلم فعلم المرء ينفعه * أن سوف يأتى كلّ ما قدرا و مانند هشدار دادن و آگاهى بخشيدن نسبت به ارجمندى علم ، در سخن شاعر ديگر :
--> ( 1 ) . برخى از دانشمندان ، واقع شدن جمله معترضه را در بين دو جزء جمله ، شرط نكردهاند بل جايز دانستهاند جمله معترضه ، به طور كلى در آخر كلام واقع شود ، چه به ماقبلش ارتباط داشته باشد يا نداشته باشد . مانند سخن خداى برين : « وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ » ( آل عمران ، 173 ) . كه جمله « نعم الوكيل » معترضه است و بر ماقبلش عطف نشده است چون اگر عطف مىشد ، لازم مىآمد كه عطف انشاء بر خبر گردد . ( 2 ) . « بلغتها » به فتح تاء يعنى خدا تو را به هشتاد سالگى برساند . و « ترجمان » مثل « زعفران » است . و مىتوانيم تاء و جيم آن را ضمه بدهيم . شاعر ، با اين دعا از خدا خواسته است كه مخاطب نيز چون او هشتاد سال ، عمر كند . و بدان كه گاهى اعتراض در پس اعتراض ديگرى مىآيد مثل سخن خداى و الا : « فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ » ( واقعه ، 75 - 78 ) در اينجا « و إنّه لقسم » و جملهء « لو تعلمون عظيم » هردو معترضه است .