السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
41
جواهر البلاغة ( فارسى )
و قبر حرب به مكان قفر * و ليس قرب قبر حرب قبر الف - بعضى از اين تنافرها سخت سنگين ؛ است مانند مصراع دوّم شعر : گور « حرب » در صحرايى بىآب و علف است و فراگردش ، گور ديگرى نيست . « 1 » ب - و منه خفيف الثّ قل كالشّطر الاوّل فى قول أبى تمام : كريم متى أمدحه أمدحه و الورى * معى و اذا مالمته لمته وحدى « 2 » ب - و بعضى از اين تنافرها ، سنگينى كمترى دارد ؛ مانند مصراع نخست اين شعر ابى تمام : كريم است هنگامى كه او را مىستايم همه ، مرا همراهى مىكنند و آنگاه كه نكوهشش مىكنم تنهايم . الثانى - « ضعف التّأليف » ان يكون الكلام جاريا على خلاف ما اشتهر من قوانين النحو المعتبرة عند جمهور العلماء كوصل الضميرين و تقديم غير الأعرف منهما على الأعرف مع انّه يجب الفصل فى تلك الحالة : كقول المتنبى : خلت البلاد من الغزالة ليلها * فأعاضهاك اللّه كى لا تحزنا عيب دوم : ( سستى تركيب ) است و آن بدين معناست كه : سخن ، بر خلاف قواعد مشهور نحوى كه پيش تودهء دانشمندان ، معتبر است ، باشد . مانند متصل آوردن دو ضمير و مقدم داشتن غير اعراف از آن دو ، بر اعرف آنها با اينكه در چنين حالتى بايد ضمير را منفصل آورد . مثل سخن متنبّى : شب كشور ، بدون خورشيد مانده بود آنگاه خدا تو را عوض خورشيد قرار داد تا
--> ( 1 ) . سرايندهء اين شعر ، « حرب بن اميه » را كشته است . و آن سراينده هاتفى از جنّ بوده كه بر وى فرياد كشيده . « قفر » : زمين بىآب و علف . « قبر » : اسم مؤخر « ليس » و « قرب » خبر مقدم آن است . گفته شده : اين بيت را نمىتوان سه بار پىدرپى خواند مگر اينكه گوينده به غلط مىافتد . زيرا اجتماع واژهها و نزديك بودن مخارج حروف آنها سنگينى آشكارى را پديد آورده با اينكه هرواژهاى به تنهايى ناگوار و سنگين نيست . ( 2 ) . يعنى او كريم است هنگامى كه مىستايمش همگان با من در ستايش او هم آوايند و او را همراه من مىستايند . چون احسانش به آنان رسيده همانگونه كه به من رسيده . و هرگاه نكوهشش كنم كسى با من همراهى نمىكند . زيرا انگيزهاى براى نكوهشش نيست . ابو تمام ، به جاى « هجوته » گفته : « لمته » با اينكه « هجوته » مقابل « مدحته » است . براى اينكه اشاره كند به عدم استحقاق او به هجو و بفهماند اگر چيزى از او فوت شد تنها بر آن سرزنش مىشود . تنافر در اين شعر از جهت جمع شدن تنفرآور « حاء » و « هاء » است . كه هردو از حروف حلقى است . صاحب ، اسماعيل بن عبّاد نيز همين را گفته است .