السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

404

جواهر البلاغة ( فارسى )

يا آن محذوف ، مسند است مانند : « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ . . . » « 1 » و اگر از آنان بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ؟ حتما مىگويند : خداوند . در اين آيهء كريمه ، « خلقهنّ » حذف گرديده كه مسند است . 9 - أو مسندا اليه كما فى قول حاتم : أما وىّ ما يغنى الثّراء عن الفتى * إذا حشرجت يوما و ضاق بها الصدر أى : إذا حشرجت النّفس يوما يا آن محذوف ، مسند اليه است چونان اين شعر حاتم طائى ( خطاب به همسرش ) : « أماوىّ . . . » اى ماوى ، ثروت ، جوان را بىنياز نمىكند روزى كه جان در گلو گير كند و سينه به تنگى بيفتد . نام همسر حاتم طائى « مأويه » بوده كه وقتى منادى واقع شده ، مرخم گشته است و پايان آن ، حذف گرديده . عبارت ، در اصل « إذا حشرجت النّفس يوما » بوده ، آنگاه « النّفس » كه مسند اليه است ، حذف شده . 10 - أو متعلقا نحو : « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ » أى عمّا يفعلون يا آن محذوف ، متعلق و وابسته به فعل است مانند : اين آيهء كريمه ، « لا يُسْئَلُ عَمَّا . . . » « 2 » از كارهاى خداوند ، پرسش نمىشود ولى از آنان پرسش مىشود . در اينجا « عمّا يفعلون » كه متعلق به « يسألون » است ، حذف شده . 11 - أو جملة نحو : « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ » أى فاختلفوا : فبعث . يا آن محذوف ، جمله است مثل اين آيهء شريفه : « كانَ النَّاسُ . . . » « 3 » مردم ، يك امّت بودند آنگاه خداوند ، پيامبران را برانگيخت . در اينجا پيش از « فبعث » جمله « فاختلفوا » حذف شده است . يعنى : مردم ، اختلاف پيشه كردند آنگاه خداوند ، پيامبران را برانگيخت . 12 - أو جملا كقوله تعالى : فَأَرْسِلُونِ يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أى فأرسلونى إلى يوسف لأستعبره الرؤيا ، فأرسلوه فأتاه و قال له : يوسف . يا آنچه حذف شده ، چند جمله است ، مانند اين سخن خداى و الا : « فَأَرْسِلُونِ يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ » « 4 » : پس مرا بفرستيد . اى يوسف ، اى مرد بسيار راستگو .

--> ( 1 ) . لقمان ، 25 . ( 2 ) . انبياء ، 23 . ( 3 ) . بقره ، 213 . ( 4 ) . يوسف ، 45 و 46 . اين قصه ، يكى از آن دو جوانى است كه عزيز ، او را به سوى يوسف فرستاد تا آنچه را كه