السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

392

جواهر البلاغة ( فارسى )

به من گفت : چطورى ؟ گفتم : بيمارم ، بيخوابى پيوسته و اندوه دراز دارم . « قلت » بر « قال » عطف نشده است براى اين‌كه « قلت » پاسخ سؤال است . زيرا عادت اين‌گونه است كه وقتى به كسى گفته مىشود : چطورى ؟ جواب مىدهد : « أنا عليل » همين‌طور « سهر دائم » نيز جواب سؤال است گويا كسى مىپرسد : انگيزهء بيمارى تو چيست ؟ آنگاه جواب مىدهد : « سهر دائم » بنابراين « قلت » و « سهر دائم » جدا آورده شده است . چون بين آنها و « قال » شبه كمال اتصال است . 5 - قالت بليت فما نراك كعهدنا * ليت العهود تجدّدت بعد البلى گفت : فرسوده شده‌اى تو را چونان زمان آشنايى نمىبينم اى كاش زمانها پس از فرسودگى تازه مىشد . مصراع دوم بر مصراع نخست عطف نشده است چون مصراع اول لفظا و معنا خبريه است و مصراع دوم انشاييه است . بنابراين ، بين آنها كمال انقطاع وجود دارد . 6 - وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً « 1 » تو كوهها را مىنگرى ، مىپندارى كه بر جاى مانده و بىحركت است . بين جملهء « تحسبها » و « ترى » كمال اتصال است چون « تحسبها » بدل اشتمال « ترى » است . 7 - و إنّما المرء بأصغريه * كلّ امرىء رهن بمالديه ارزش هرشخصى به دو چيز كوچك‌تر اوست ( قلب و زبان ) هركسى در گرو چيزى است كه نزد اوست . مصراع دوم بر مصراع نخست ، عطف نشده است چون مصراع دوم ، بيان علت آن است . 8 - لا تطلبنّ بآلة لك حاجة * قلم البليغ به غير حظّ مغزل « 2 » هيچگاه با ابزارى كه دارى حاجتى مخواه قلم سخن‌آورى كه بهرهء مادى نداشته باشد ، وسيلهء بافندگى است . مصراع دوم ، لفظا و معنا خبريه است و مصراع اول ، لفظا و معنا انشائيه است . از اين‌رو مصراع دوم بر مصراع اول عطف نشده است . 9 - يرى البخيل سبيل المال واحدة * إنّ الكريم يرى فى ماله سبلا خسيس ، راه دارايى را يكى مىنگرد . بىترديد ، شخص بخشنده راههاى فراوانى در مالش در نظر دارد . بين مصراع دوم و اول ، شبه كمال اتصال هست براى اين‌كه مصراع دوم ،

--> ( 1 ) . نمل ، 88 . ( 2 ) . اين شعر ، از ابو العلاء معرّى است .