السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
388
جواهر البلاغة ( فارسى )
عليك باليأس من النّاس * إنّ غنى نفسك فى اليأس و ابو نواس گفته است : از مردم ، نااميد باش بىشك بىنيازى تو در نااميدى از مردم است . مصراع نخست اين شعر ، انشائيه است و مصراع دوم آن لفظا و معنا خبريه است از اينرو بدون عطف آمده . و قال المعرّى : إن الشبيبة نار إن أردت بها * أمرا فبادر إنّ الدّهر مطفيها و معرّى سروده است : بىترديد ، جوانى آتش است اگر چيزى از آن مىخواهى شتاب كن محققا روزگار آن را خاموش مىسازد . جملهء « إنّ الدّهر مطفيها » بدون عطف آمده است چون پاسخ سؤالى است كه از جمله پيشين فهميده مىشود . و قال الطغرائى : جامل عدوّك ما استطعت فإنّه * بالرّفق يطمع فى صلاح الفاسد و احذر حسودك ما استطعت فإنّه * إن نمت عنه فليس عنك براقد و طغرائى گفته است : تا مىتوانى با دشمنت مدارا كن چون با مدارا اميد مىرود كه تباهكار به صلاح بگرايد . و تا مىتوانى از رشكبرندهات بگريز زيرا اگر تو از او غافل گردى او آرام نمىنشيند . « جامل عدوّك . . . » لفظا و معنا انشاييه است . « احذر حسودك . . . » نيز لفظا و معنا انشائيه است از اينرو وصل ، تحقق يافته است . أسئلة على الوصل و الفصل يطلب أجوبتها پرسشهايى دربارهء وصل و فصل كه پاسخهايش خواسته مىشود . ما هو الوصل ؟ وصل چيست ؟ ما هو الفصل ؟ فصل چيست ؟ كم موضعا للوصل ؟ در چند موضع ، وصل تحقق مىيابد ؟ كم موضعا للفصل ؟ در چند موضع جملهها جدا آورده مىشود ؟