السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
311
جواهر البلاغة ( فارسى )
شده است براى تعليق . و از ادات شرط « إذا » به كار رفته است تا دلالت بر تحقق حصول كند . « فإنّ المعاصى تزيل النعم » جملهء خبريه اسميه از نوع سوم است و مقصود از خبر ، هشدار ، نسبت به معصيتها است . « المعاصى » مسند اليه و « تزيل » مسند است . و « تزيل » جمله آورده شده تا حكم را تقويت كند . « تزيل » مقيد به مفعول به « النعم » شده تا آنچه فعل بر آن واقع شده را بيان كند . و حكم ، براى تأكيد ، مقيّد به إنّ گرديده . « إن اجتهد خليل اكرمته » : اگر خليل كوشش كند من او را اكرام مىكنم . جملهء « أكرمته » جمله خبريّه فعليّه از نوع ابتدايى است . « اكرم » مسند و « تاء » مسند اليه است و اين مسند ، مقيد به مفعول به شده تا آنچه را كه فعل بر آن واقع شده بيان كند . و براى معلقكردن حكم ، به شرط مقيّد گرديده است . و « إن » استعمال شده ، چون ما به وقوع فعل ، يقين نداريم . و أصابت تلك الربى عين شمس * أو رنتها من لونها إصفرارا كلّما جال طرفها تركت النّا * س سكارى و ما هم بسكارى خورشيد ، پرتو زردرنگ خود را بر آن دشت انداخته بود . هرگاه شعاعش بر مىآمد مردم را مست مىكرد با اينكه آنان ، شراب ننوشيده بودند و مست مى نبودند . « و أصابت تلك الربى » جملهء خبريّهء فعليه از نوع ابتدايى است و مقصود از ارائهء اين خبر ، فهماندن فايدهء اصلى حكم است . « أصاب » مسند است و بر اساس قانون أصالت ذكر ، در كلام آورده شده و براى رساندن معنى رخداد در زمان گذشته به علاوهء اختصار ، به گونهء فعل ماضى و مقدّم آورده شده است . « عين شمس » مسند اليه است و بنا به قاعدهء أصالت ذكر ، در كلام آورده شده و مؤخر آمده چون موقعيت ، مقدم شدن مسند را مىطلبيده است . و به وسيلهء اضافه ، تخصيص خورده ، زيرا اضافه ، تنها راه مشخصكردن و حاضركردن معناى آن در ذهن شنونده بوده است و مضاف اليه ( شمس ) مقيد به صفت « أورنتها من لونها » شده است . و اين جمله ، محلا مجرور است چون صفت ، تخصيص دهندهء شمس است . و حكم ، مقيد به مفعول به ( تلك ) شده تا آنچه فعل ، بر آن واقع شده را بيان كند . و مفعول به ، معرفه به اشاره گرديده تا حال آن را از جهت دور بودن ، مشخص كند . و مفعول ، مقيد به بدل « الرّبى » شده تا حال مفعول ، در جان شنونده ، بهتر جايگزين گردد . « تركت النّاس سكارى » جملهء رئيسيه است . زيرا جملهء شرطيه تنها به اعتبار جوابش ملاحظه مىشود و اين ، جملهء خبريهء اسميّه از نوع ابتدايى است . خبر ، براى تفخيم و بزرگداشت آمده « النّاس »