السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

302

جواهر البلاغة ( فارسى )

است و براى فال نيك زدن ، لفظا به گونهء ماضى آورده شده . « 1 » ب : و از آن انگيزه‌هاست : به پندار انداختن و جلوه دادن چيزى كه پديد نيامده يعنى استقبال ، به گونهء چيزى كه پديد آمده يعنى ماضى . مانند : « إن متّ كان ميراثى للفقراء » اگر مردم ، ميراثم براى نيازمندان است . در اين مثال ، « متّ » و « كان ميراثى للفقراء » كه دو جملهء شرط و جزاء است ، تنها از جهت لفظ ، به گونهء ماضى آورده شده تا آنچه پديد نيامده است به گونهء چيزى كه پديد آمده در خيال ، ظاهر گردد . الرّابع - علم ممّا تقدّم من كون « لو » للشّرط فى الماضى لزوم كون جملتى شرطها و جزائها فعليتّين ما ضويتّين و عدم ثبوتهما و هذا هو مقتضى الظاهر و قد يخرج الكلام على خلافه فتستعمل « لو » فى المضارع لدواع اقتضاها المقام و ذلك : ( الف ) كالإشارة إلى أنّ المضارع الّذى دخلت عليه يقصد استمراره فيما مضى وقتا بعد وقت و حصوله مرة بعد اخرى كقوله تعالى : « لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ » ( ب ) و كتنزيل المضارع منزلة الماضى لصدوره عمّن المستقبل عنده مثل الماضى فى تحقق الوقوع و لا تخلّف فى أخباره ، كقوله تعالى : وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ . چهارم - از اين‌كه گفتيم : « لو » براى شرط در ماضى است ، فهميده مىشد كه : بايد دو جملهء شرط و جزاى « لو » فعليه و ماضويه باشد و تحقق هم نيافته باشد و اين بر اساس مقتضى ظاهر است . لكن گاهى كلام ، بر خلاف مقتضى ظاهر ، ايراد مىگردد . از اين‌رو ، « لو » براى انگيزه‌هايى كه موقعيت ، آنها را مىطلبد ، در مضارع ، استعمال مىگردد . و آن انگيزه‌ها ، عبارت است از :

--> ( 1 ) - و گاهى « إن » در ماضى به كار مىرود و اين در جايى است كه حقيقتا حصول جزاء به حصول شرط ، در ماضى معلق گردد ، مانند قول ابو العلاء معرّى : فيا وطنى إن فاتنى بك سابق * من الدّهر فلينعم بسا كنك البال اى سرزمين من ، اگر روزگارى از من در تو سپرى شد ، پس اكنون ، خاطر ساكنانت آسوده باد . در اين شعر ، « إن » در ماضى حقيقى به كار رفته است . و گاهى « إذا » نيز در ماضى حقيقى به كار مىرود . مانند : « حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ » ( كهف ، 96 ) تا آنكه دو سوى كوه را پر كرد و برابر ساخت . و گاه براى استمرار ، استعمال مىشود . مثل : « وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا » ( بقره ، 14 ) و پيوسته ، هرگاه با مؤمنان ، ملاقات كنند . گويند : ما ايمان آورديم .