السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

288

جواهر البلاغة ( فارسى )

بحث دوم دربارهء مقيد ساختن به تأكيد است . تاكيد براى هدفهايى به كار مىرود كه بر آنها دلالت مىكند . و آن هدفها عبارت است از : 1 - تنها براى روشن ساختن و محقق‌كردن مفهوم چيزى كه مورد تاكيد قرار گرفته و اين در جايى است كه ما احساس كنيم شنونده غافل است . مانند : « جإ الامير الأمير » در اين مثال ، واژهء « الأمير » دوم براى تأكيد به كار رفته است . 2 - براى روشن‌كردن ، به اضافه زدودن توهم و پندار خلاف ظاهر . مانند : « جاءنى الأمير نفسه » پادشاه خودش پيشم آمد . وقتى ما گفتيم : « جاءنى الأمير » ممكن است كسى بپندارد كه ما واژهء « أمير » را به كار برده‌ايم . لكن ظاهرش را اراده نكرده‌ايم و معناى مجازى يا كنايى براى آن در نظر گرفته‌ايم . از اين‌رو مىگوييم : « جاءنى الأمير نفسه » 3 - براى بيان‌كردن ، روشن ساختن و زدودن پندار عدم فراگيرى . مانند : « فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ » « 1 » فرشتگان ، همگى و تماما سجده گزاردند . در اين آيهء مباركه ، « كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ » * براى تأكيد « الملائكة » است و عموميت آن را بيان مىكند و توهم عدم فراگيرى را مىزدايد . 4 - مىخواهيم معناى مؤكد يعنى چيزى كه مورد تأكيد قرار گرفته است ، در ذهن شنونده ، نقش ببندد و خوب جايگير گردد . مانند : « اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ » « 2 » تو و همسرت در بهشت بمانيد . در اين آيهء كريمه ، « أنت » براى تأكيد ضمير مستتر در « أسكن » آمده است . و معناى مؤكّد را در ذهن شنونده جايگزين مىسازد . المبحث الثالث فى التّقييد بعطف البيان أمّا عطف البيان فيؤتى به للمقاصد و الأغراض التّى يدلّ عليها فيكون : ( الف ) لمجرّد التّوضيح للمتبوع باسم مختصّ به نحو : أقسم باللّه أبو حفص عمر ( ب ) و للمدح كقوله تعالى : جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ فالبيت الحرام ، عطف بيان للمدح

--> ( 1 ) . حجر / 3 . ( 2 ) . بقره / 35 .