السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
243
جواهر البلاغة ( فارسى )
ملابسة نحو : مَكْرُ اللَّيْلِ . و كقوله : إذا كوكب الخرقاء لاح بسحرة * « سهيل » أذاعت غزلها فى القرائب « 1 » بدانكه : شكل و سيماى تركيب اضافى براى اختصاص وضع شده است ، بدينسان كه بتوانيم پس از اضافه ، بگوييم : مضاف ، براى مضاف اليه است . پس اگر اين تركيب اضافى در غير اختصاص ، به كار رفت ، مجاز است . مثل اضافههايى كه با كمترين مناسبت و پيوند ، شكل مىگيرد ، چون « مَكْرُ اللَّيْلِ » « 2 » : نيرنگ شب . در اينجا « مكر » اضافه به شب شده است لكن اختصاص به شب ندارد و به جهت پيوند و مناسبت اندكى ، اين اضافه ، رخ داده است و آن پيوند ، اجراء يا شكل گرفتن بيشتر نيرنگها در تاريكى است . و مانند سخن شاعر : هرگاه ستاره خرقاء يعنى « سهيل » « 3 » در سپيدهدم مىدرخشيد ، خرقاء ، بافتنيهايش را در ميان نزديكانش منتشر مىكرد . توضيح شعر در تاريخ باستان ، زنى كمخرد به نام « خرقاء » مىزيست . وى در سرتاسر تابستان ، به فكر پوشاك زمستانى نبود تا اينكه ستارهء سهيل در سپيدهدم يكى از روزهاى آغازين زمستان مىدميد ، او كمكم احساس سرما مىكرد و به فكر پوشاك ، مىافتاد ، بافتنيهايش را ( مثل پنبه ، پشم و . . . ) در بين آشنايان پخش مىكرد تا به كمك او ببافند چون هوا رو به سردى داشت و او از تنها بافتن ، عاجز مىنمود شاهد كلام ، در اين است كه : شاعر ، واژهء « كوكب » را به « خرقاء » اضافه كرده است و « كوكب » اختصاصى به « خرقاء » ندارد تنها يك مناسبت اندك وجود دارد و آن ، آگاهى خانم خرقاء در هنگام دميدن اين ستاره از فرا رسيدن ، سرماست . شاعر ، اين پيوند را به منزلهء اختصاص گرفته است .
--> ( 1 ) . شاعر اين شعر ، شناخته نشده است . ( 2 ) . سبأ / 33 . ( 3 ) . به ضم سين نام ستارهء مشهورى است .