السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
240
جواهر البلاغة ( فارسى )
يعنى : خداوند متعال ، به هرغيبى و به هرآشكارى آگاهى دارد . مقصود از قرينهء حاليه ، واقعيتها ، دلالتها و حقيقتهاى غير لفظى است . ب : يا به كمك قرينهء لفظيه ، بر فراگيرى همه افراد ، دلالت مىكند ، مثل : « إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ » « 1 » بىشك همهء افراد انسان در زيانند . « أل » بر سر « الإنسان » « أل » حقيقت يا جنس است و همهء افراد انسان را در بر مىگيرد و اين ، به دليل قرينهء لفظى يعنى آمدن استثناء ، پس از اين آيه است . اگر « الإنسان » دلالت بر فرا گرفتن همه افراد ، نداشت ، نمىشد « إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » * را به دنبال آن آورد و بعضى از افراد آن را استثناء كرد و اين نوع استغراقها ، ( الف و ب ) استغراق حقيقى ناميده مىشود . 4 - يا « لام » جنس بر اسم داخل مىشود تا به همهء افراد ، اشاره كند اما همهء افرادى كه مقيد و محدود به مرزى هستند . مثلا همهء افراد يك شهر ، يك كشور و يا يك حزب . مانند : « جمع الامير التّجار . . . » پادشاه ، تاجران را گرد آورد و پندهايى به آنان ، ارائه كرد پيداست كه : پادشاه ، همه تاجران كشور خويش را جمع كرده است نه همه تاجران جهان را . و اين فراگيرى مقيد ، استغراق عرفى ناميده مىشود . « 2 » المبحث التّاسع فى تعريف المسند اليه بالإضافة يؤتى بالمسند اليه معرّفا بالاضافة إلى شى من المعارف السّابقة لاغراض كثيرة : 1 - منها أنّها أخصر طريق إلى إحضاره فى ذهن السّامع ، نحو : جاء غلامى فإنّه أخصر من قولك : جاء الغلام الّذى لى . 2 - و منها تعذّر التّعدّد أو تعسّره نحو : أجمع أهل الحقّ على كذا ، و أهل مصر كرام .
--> ( آل عمران / 134 ) و مثل : « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » ( بقره / 31 ) و آيات ديگرى كه در قرآن مجيد معرف به « ال » است و در كتابهاى گستردهء مورد بحث قرار گرفته است . هشدار سوم : گاهى خبر ، معرف به لام جنس مىشود براى اينكه مسند اليه را به مسند اختصاص دهد يا برعكس ، و اين اختصاص ، گاهى حقيقى است مانند : « هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ » ( بروج / 14 ) كه « الغفور » معرف به لام جنس و منحصر به « هو » است و « تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى » ( بقره / 197 ) كه « خير الزّاد » منحصر به « تقوى » است . يا آن حصر و تخصيص ، ادعايى است براى اينكه كمال آن جنس را در مسند اليه بفهماند . مانند : « محمّد العالم » يعنى محمّد در اوج كمال علمى است . يا كمال مسند اليه را در مسند ، نشان بدهد ، مثل « الكرم التّقوى » كه بدين معناست : هيچ كرمى نيست مگر تقوى . ( 1 ) . و العصر / 2 . ( 2 ) . من هيچگاه نخواستم مطالب يا مثالهاى كتاب را نقد كنم و گرنه جاى نقد ، بسيار دارد .