السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
229
جواهر البلاغة ( فارسى )
به نزديك ، استعمال مىشود . مثل : « كانَ هذَا الْقُرْآنُ . . . » « 1 » بىترديد اين قرآن به شيوهاى پايدارتر راهنمايى مىكند . در اين آيهء شريفه ، « هذا » مسند اليه است و براى تعظيم به كار رفته است . يا بزرگداشت موقعيّت مسند اليه ، به وسيلهء اسم اشارهاى كه براى اشاره به دور ، كاربرد دارد ، نشان داده مىشود . مانند سخن خداى متعال : « ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ » « 2 » آن كتاب ، جاى ترديد ندارد . در اين آيهء مباركه « ذلك » مسند اليه است و براى تعظيم به كار رفته است . و در فارسى مثل : آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت ، امشب است * يا ربّ اين تأثير دولت ، در كدامين كوكب است « حافظ » 2 - يا اسم اشارهاى كه براى قريب است به كار مىرود تا مسند اليه ، تحقير شود . مانند : « هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ » « 3 » آيا اين شخص ، جز آن است كه بشرى مانند شماست ؟ در اين مثال ، « هذا » مسند اليه است . و در فارسى مانند اين شعر سنائى : اين جهان بر مثال مرداريست * كركسان دور او هزار هزار يا براى تحقير ، اسم اشارهاى به كار مىرود كه مخصوص دور است . مانند سخن خداى و الا : « فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ » « 4 » پس آن ، كسى است كه يتيم را از خويش مىراند . 3 - و إظهار الاستغراب ، كقول الشاعر « 5 » : كم عاقل عاقل أعيت مذاهبه * و جاهل جاهل تلقاه مرزوقا هذا الذّى ترك الأوهام حائرة * و صيّر العالم النّحرير زنديقا 4 - و كمال العناية و تمييزه أكمل تمييز كقول الفرزدق : هذا الّذى تعرف البطحاء و طأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم و نحو قوله : هذا أبو الصّقر فردا فى محاسنه « 6 » 3 - ابراز شگفتىكردن و عجيب دانستن . مانند سخن شاعر : چه بسيار خردمند كاملى كه در راههاى زندگيش ناكام مانده است و چه بسا نادان كاملى كه او را روزى يافته مىبينى . اين است چيزى كه انديشهها را متحيّر وانهاده و
--> ( 1 ) . اسراء / 9 . ( 2 ) . بقره ، 2 . ( 3 ) . انبياء / 3 . ( 4 ) . ماعون / 2 . ( 5 ) . اين شعرها از ابن راوندى است . ( 6 ) . اين شعر ، از ابن رومى است .