السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

210

جواهر البلاغة ( فارسى )

5 - اختبار تنبّه السّامع له عند القرينة أو مقدار تنبهه نحو : نوره مستفاد من نور الشّمس أو هو واسطة عقد الكواكب اى القمر فى كلّ من المثالين . 4 - ترس از فوت شدن فرصت پيش‌آمده . مانند سخن كسى كه به شكارچى هشدار مىدهد و مىگويد : « غزال » : آهو . در اينجا ، مسند اليه ، ( هذا ) حذف شده چون ترس تباه شدن فرصت شكار ، در كار بوده است . 5 - مسند اليه را حذف مىكنيم براى آن‌كه با وجود قرينه ، هشيارى شنونده را بيازماييم و يا اندازهء هشيارى او را بسنجيم . مثلا مىگوييم : « نوره مستفاد من نور الشّمس » نور آن از نور خورشيد گرفته مىشود . يا مىگوييم : « هو واسطة عقد الكواكب » او دانهء زيباى گردنبند اختران است . در اين دو مثال ، مسند اليه محذوف ، « قمر » است . توضيح : « عقد » : بر وزن صفر به معنى گردنبند است « واسطه » : مهره‌اى است در گردنبند كه از همه ، نيكوتر و زيباتر است « 1 » . 6 - ضيق المقام عن اطالة الكلام بسبب تضجّر و توجّع ، كقوله : قال لى كيف أنت قلت عليل * سهر دائم و حزن طويل 7 - المحافظة على السّجع - نحو : من طابت سريرته - حمدت سيرته . 6 - تنگناى موقعيّت ، به درازا كشيده شدن سخن را نمىپذيرد براى اين‌كه كلام ، از روى دلتنگى و دردمندى برآمده است . مانند سخن شاعر : « گفت : چطورى ؟ گفتم : بيمار ، پيوسته بىخواب و با اندوه دراز » . در اينجا ، مسند اليه ، كه « أنا » و « حالى » است براى دل‌تنگ بودن متكلم ، حذف شده . در اصل ، « انا عليل و حالى سهر » بوده است . 7 - براى پاسدارى از سجع ، مثل : « من طابت سريرته ، حمدت سيرته » هركس كه سرشتش پاكيزه باشد رفتارش ستوده مىشود . در اين سخن ، مسند اليه ، حذف شده است ، اصل آن بوده : « يحمد الناس سيرته » يعنى : مردم ، رفتار او را مىستايند . و اگر « النّاس » حذف نمىگشت سجع ، ناهنجار مىشد ، بدينسان كه « سريرته » مرفوع و « سيرته » منصوب مىشد . آقاى جلال الدّين همايى -

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به منتخب اللغات ، شاهجهانى . ص 549 .