السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
185
جواهر البلاغة ( فارسى )
شعر ، براى تذكّر و يادآورى و يا براى تحيّر و تضجّر است . يا ليتنى كنت صبيّا مرضعا * تحملنى الذّلفاء حولا أكتعا اى كاش من كودك شيرخوارى بودم كه « ذلفاء » يك سال تمام ، مرا حمل مىكرد . نداء ، در اين شعر براى تذكر و ياد آوردن است . توضيح : « ذلفاء » نام زنى بوده است . « أكتع » : كامل ، تمام ، همه . يا ليلة لست أنسى طيبها أبدا * كأنّ كلّ سرور حاضر فيها اى شبى كه من هيچگاه ، شادكامى و گواراييش را از ياد نمىبرم . ندا در اين شعر براى تذكر است . يا ليلة كالمسك مخبرها * و كذاك فى التشبيه منظرها اى شبى كه درونش مشك خوشبوست و همينگونه سيمايش نيز در تشبيه مشكگون است . أحييتها و البدر يخد منى * و الشّمس أنهاها و آمرها سلام ، گفتمش در حالى كه ماه ، خدمتگذارم هست و من خورشيد را نهى مىكنم و فرمان مىدهم . نداء ، در اين شعر براى تذكّر است . يا من تذكّرنى شمائله * ريح الشّمال تنفّست سحرا و اذا امتطى قلم أنامله * سحر العقول به و ما سحرا اى كسى كه سيما و منشهايش ، به ياد من مىآورد باد شمالى را كه در سحرگاه مىوزد . و هرگاه كه قلم ، بر انگشتهايش سوار مىشود ، انديشهها را افسون مىكند با اينكه او جادو به كار نمىبرد . ندا در اين شعر ، براى يادآورىكردن است . يا قلب ويحك ما سمعت لناصح * لمّا ارتميت و لا اتقّيت ملاما اى دل ، واى بر تو ، سخن پندآموز را نشنيدى در هنگامى كه سقوط كردى و از نكوهش هم ، پروا نداشتى . ندا در اين شعر ، براى « زجر » است . يا أعدل النّاس إلّا فى معاملتى * فيك الخصام و أنت الخصم و الحكم اى عادلترين مردم أمّا نه در رفتار با من ، داورى نزد تو مىآورم تو هم دشمن و هم داور هستى « 1 » . ندا در اينجا معناى حقيقى خود را دارد .
--> ( 1 ) . اين شعر ، از متنبى است ، نگاه كنيد به : شرح ديوان متنبى ، نوشتهء برقوتى ، ج 2 ، ص 260 .