السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
183
جواهر البلاغة ( فارسى )
( الف ) امّا للتفاخر ، نحو : أنا أكرم الضّيف أيّها الرّجل ( ب ) و إمّا للتواضع ، نحو : أنا الفقير المسكين أيّها الرّجل . و نحو : اللّهمّ اغفر لنا أيّتها العصابة اختصاص ، براى اين هدفهاست : الف : فخرفروشى و خودستايى . مانند « أنا أكرم الضّيف أيّها الرّجل » من ميهماننوازى مىكنم اى مرد . در اينجا ، گوينده ، « أيها الرّجل » را براى تفاخر ، آورده است و منظور از « أيّها الرّجل » همان متكلم است . ب : براى اظهار فروتنى : مثل : « أنا الفقير المسكين أيها الرّجل » من فقير و بىچيزم اى مرد . در اينجا « أيّها الرّجل » را براى اظهار فروتنى آورده است . و مانند : « اللّهم اغفر . . . « 1 » » خداوندا ما را ببخش ، اى گروه . در اين مثال ، « أيتها العصابة » ، ضمير « نا » را بيان مىكند . « عصابة » : گروه و جمعيت . تمرين ( 1 ) بيّن المعانى الحقيقة المستفادة من صيغ النّداء و المعانى المجازيّة المستفادة من القرائن معانى حقيقى كه از صيغههاى ندا به دست مىآيد و معانى مجازى را كه از قرينهها استفاده مىشود ، بيان كن . صاح شمّر و لا تزل ذاكر المو * ت فنسيانه ضلال مبين اى دوست من ، جامه بالا زن و پيوسته مرگ را در نظر داشته باش كه فراموشكردن مرگ ، گمراهى آشكار است . « صاح » مناداى مرخّم است ، در اصل ، « يا صاحب » بوده است . در اين شعر ، « ندا » معناى حقيقى خود را دارد . يا لقومى و يا لأمثال قومى * لأناس عتوّهم فى ازدياد اى قوم من و اى كسانى كه چونان قوم من هستيد به فرياد برسيد نسبت به مردمى كه
--> ( 1 ) . يعنى : خداوندا ، گروه ما را در بين گروهها ، مخصوص بخشش خودت بساز . شكل اختصاص ، همانند شكل نداست ولى ندا نيست . زيرا مقصود از آن ، همان ضمير متكلم است و از همين جهت ، در اختصاص ، نمىتوان حرف ندا را ظاهر ساخت .