السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

173

جواهر البلاغة ( فارسى )

اى كه چشم را از نور ، دل را از عشق و خانه را از مهر ، سرشار ساخته‌اى . اى ماه آرام بگير . افقت را خالى مگذار تا تيرگى به جايت بنشيند ، در جايت بمان تا آشفتگى جانشينت نگردد . واژه‌هاى « تمهّل » ، « لا تخل » ، « الزم » در اين شعر ، براى تمنّى استعمال شده است . « تمهّل » و « الزم » دو صيغهء امر و « لا تخل » صيغهء نهى است . المبحث الرابع فى التّمنّى ألتّمنّى هو طلب الشّىء المحبوب الّذى لا يرجى و لا يتوقّع حصوله . 1 - إمّا لكونه مستحيلا كقوله : الا ليت الشّباب يعود يوما * فأخبره بما فعل المشيب 2 - و إمّا لكونه ممكنا غير مطموع فى نيله - كقوله تعالى « يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ » بحث چهارم دربارهء تمنّى است . تمنّى ، آرزوكردن و خواستن چيز محبوبى است كه به پديد آمدنش ، اميد نمىرود و بر حصولش ، انتظارى نيست . 1 - يا براى اين‌كه آن محبوب ، محال و ناشدنى است . چون : اى كاش ، روزى جوانى باز مىگشت تا از رفتار پيرى با من به او خبر مىدادم . پيداست كه : بازگشت جوانى عادتا محال است ، البتّه عقلا محال نيست « 1 » . 2 - يا براى آن‌كه محبوب ، دست‌يافتنى و ممكن است ولى به دست‌يابىاش طمع و آزى نيست . مثل اين آيهء شريفه : « يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ » « 2 » اى كاش ، همان‌قدر كه قارون ، دارايى دارد ما هم داشتيم .

--> ( 1 ) . و نمونه‌هايى از بازگشت جوانى اتفاق افتاده است . ( 2 ) . قصص / 79 .