السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
165
جواهر البلاغة ( فارسى )
بىشك ، شما سخن بزرگى بر زبان آوردهايد « 1 » . استفهام ، در اين آيه ، براى انكار است . 9 - وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً . و چه چيز بر آنان بود اگر به خدا و روز واپسين ايمان مىآوردند و از روزى خدادادشان انفاق مىكردند ؟ و خداوند ، پيوسته به حالشان آگاه است « 2 » . استفهام ، در اين آيهء شريفه ، براى تعجّب آمده است . 10 - مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ . چه كسى به خدا وام نيكو مىدهد تا خداوند ، پاداشش را چند برابر گرداند و به دو أجرى كرمآميز عطا فرمايد « 3 » . استفهام در اين آيهء شريفه ، براى تشويق و تعظيم است . 11 - أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى ، أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . آيا آن كس كه ( در كفر و جهالت ) سرنگون به چهره درافتاده ، هدايت يافتهتر است يا آن كه در راه راست ايمان ، ره مىپيمايد « 4 » ؟ استفهام ، در اين آيهء كريمه ، براى تقرير و اقرار گرفتن است . 12 - أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى ، وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى . اى پيامبر ، آيا خدا تو را يتيم نيافت ، پس پناهت داد و تو را گمشده يافت آنگاه هدايت كرد و تو را نيازمند يافت و بىنياز ساخت « 5 » . استفهام ، در اين آيات ، براى تقرير و اقرار گرفتن است . 13 - قال أبو نواس : أنا فى ذمّة الخصيب مقيم * حيث لا تهتدى صروف الزمان كيف أخشى علىّ غول الليالى * و مكانى من الخصيب مكانى أبو نواس گفته است : من در سايهء پيمان و تعهد « خصيب » اقامت گزيدهام به گونهاى كه رخدادها و دگرگونيهاى زمانه ، به سوى من راه پيدا نمىكند . چگونه بترسم بر خويش ، آشفتگى شبها را با اينكه موقعيّت من ، نسبت به « خصيب » موقعيت شايستهاى است . استفهام در اين شعر ، براى نفى است ، يعنى : من نمىترسم .
--> ( 1 ) . اسراء / 40 . ( 2 ) . نساء / 39 . ( 3 ) . حديد / 11 . ( 4 ) . ملك / 22 . ( 5 ) . ضحى / 8 ، 7 ، 6 .