السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
146
جواهر البلاغة ( فارسى )
شد ؟ در اين مثال ، از ثبوت نسبت يا نفى نسبت ، پرسش كردهاى و در اين هنگام ، پاسخ با واژهء « نعم » يا « لا » مىآيد . تصديق ، در جملههاى اسميّه ، اندك است مانند : أعلى مسافر ؟ در اين مثال ، سئوال از نسبت شده و همزه براى طلب تصديق ، استعمال گرديده است . و يمتنع أن يذكر مع همزة التّصديق معادل كما مثلّ فإن جاءت « أم » بعدها قدّرت منقطعه و تكون بمعنى « بل » فتدّل على استئناف الكلام بعدها كقوله : و لست أبالى بعد فقدى مالكا * أموتى ناء أم هو الآن واقع و نحو : هل يسمعنّ النّضر إن ناديته * أم كيف يسمع ميّت لا ينطق « 1 » و ذكر معادل با همزهاى كه براى تصديق آمده ، ممتنع است . همانطور كه مثالش گذشت « مثلا أعلىّ مسافر » بنابراين ، اگر بعد از همزه ، « أم » بيايد بايد آن ، منقطعه و به معنى « بل » گرفته شود ، در اين صورت ، « أم » براى استئناف يعنى : آغاز شدن كلام پس از آن ام ، دلالت مىكند . مانند اين شعر : « و لست . . . » پس از مرگ مالك ، باكى ندارم كه مرگم دور است بل هم اكنون رخ داده است . در اين شعر ، « أم » منقطعه و به معنى « بل » است . و مانند اين شعر : « هل يسمعنّ . . . » آيا اگر نضر را بخوانم مىشنود ؟ بل مردهاى كه سخن نمىگويد چگونه مىشنود ؟ [ اول ] هل يطلب بها التّصديق أى معرفة وقوع النسبة أو عدم وقوعها لا غير نحو : هل حافظ المصريّون على مجد أسلافهم . « هل » تنها براى طلب تصديق به كار مىرود يعنى براى شناخت وقوع نسبت يا عدم وقوع آن . مانند : « هل حافظ . . . » آيا مصريها مجد نياكانشان را پاسدارى كردند ؟ در اين مثال ، « هل » براى پرسش از تصديق ، استعمال شده است . و لأجل اختصاصها بطلب التصديق لا يذكر معها المعادل بعد أم المتصلة فلذا :
--> جيشه كه مىشود : بل حضر جيشه . خلاصهء آنچه گذشت اين است كه : « أم » بعد از همزهء تصور ، متصله است . ولى بعد از همزهء تصديق يا هل ، منقطعه و به معنى « بل » است . ( 1 ) . اين شعر از « قتيله » دختر نضر است .