السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
140
جواهر البلاغة ( فارسى )
و چون اين شعر : « يا ليل . . . » اى شب ، دراز باش ، اى خواب ، زدوده باش ، اى صبح ، بايست و طلوع مكن . در اين شعر ، « لا تطلع » براى تمنّى آمده است . 8 - و مثل تهديد و ترساندن ، چون سخن تو به خدمتگذارت : « فرمانم را اطاعت مكن » در اينجا « لا تطع » براى تهديد به كار رفته است . 9 - و الكراهة نحو : لا تلتفت و انت فى الصّلاة . 10 - و التوبيخ نحو : لا تنه عن خلق و تأتى مثله 11 - و الائتناس نحو : « لا تحزن انّ اللّه معنا » 12 - و التّحقير كقوله : لا تطلب المجد إنّ المجد سلّمه * صعب و عش مستريحا ناعم البال و كقوله : دع المكارم لا ترحل لبغيتها * واقعد فإنّك أنت الطّاعم الكاسى 9 - و همچو كراهت و ناگوار داشتن ، مثل نهى در اين مثال : « در حال نماز ، به جايى توجّه مكن » . « لا تلتفت » صيغهء نهى است و ناگوارى و كراهت را مىفهماند . 10 - و مانند سرزنشكردن در اين جمله : « از اخلاقى كه خودت بدان دست مىيازى ، نهى مكن » . در اين مثال ، « لا تنه » صيغهء نهى است و براى سرزنشكردن ، استعمال شده است « 1 » . 11 - و مثل پديد آوردن انس و آشنايى ، چون سخن خداى متعال : « لا تَحْزَنْ . . . » « 2 » غمگين مباش ، خدا با ماست . در اين آيه ، « لا تَحْزَنْ » براى ايجاد انس و آشنايى با مخاطب به كار رفته است . 12 - و همچو تحقيركردن و كوچك دانستن ، مثل : « لا تطلب . . . » بزرگى را مجو ، بىترديد ، نردبان بزرگى سخت است . تو راحت و آسودهبال زيست كن . در اين شعر ، صيغهء « لا تطلب » براى كوچك شمردن مخاطب ، به كار رفته است . و مانند اين شعر : « دع المكارم . . . » ارزشهاى اخلاقى را واگذار و براى يافتنش كوچ مكن . بنشين . بىگمان تو خورنده و پوشندهاى « 3 » . در اين شعر ، « لا ترحل » براى تحقير
--> ( 1 ) . اين شعر از متوكّل ليثى است . ( 2 ) . توبه / 40 . ( 3 ) . اين شعر ، از خطيئه است .