السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
135
جواهر البلاغة ( فارسى )
قدر شّحوك لأمر إن فطنت له * فاربأ بنفسك ان ترعى مع الهمل تحقيقا تو را براى كارى نامزد كردهاند اگر هشيارى پس نگهبان خويش باش تا با گلهى رها و بىشبان به چرا نروى . « إربأ » صيغهء امر است و براى ارشاد و راهنمايى استعمال شده است . « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي » « 1 » پروردگارا سينهام را بگستران و كارم را آسان گردان . كلمهء « اشرح » و « يسّر » صيغهء امر است و براى دعا به كار رفته است . ليس هذا بعشّك فادرجى اين آشيانهء تو نيست پس بگذر . در اين ضربالمثل عرب « ادرجى » صيغهء مؤنث امر است و به معنى بگذر و براى اهانت ، استعمال شده است . اعمل لدنياك كانّك تعيش ابدا و اعمل لأخرتك كأنّك تموت غدا « 2 » براى دنيايت چنان كار كن كه گويا پيوسته خواهى زيست و براى جهان واپسين چنان عمل كن كه گويا فردا خواهى مرد . در اين حديث شريف ، صيغهء « اعمل » براى « ارشاد » استعمال شده است . فمن شاء فليبخل و من شاء فليجد * كفانى نداكم عن جميع المطالب « 3 » هركه بخواهد بخل پيشه سازد و هركه بخواهد ، ببخشد مرا بخشش شما از همهء خواستنها بسنده است . در اين شعر ، دو واژهء « فليبخل » و « فليجد » از صيغههاى امر است و براى تخيير به كار رفته . يا ربّ لا تسلبنّى حبّها ابدا * و يرحم اللّه عبدا قال آمينا « 4 » خداوندا هيچگاه محبتش را از من مگير و خداى رحمت كناد بندهاى كه آمين بگويد . أولئك آبائى فجئنى بمثلهم * إذا جمعتنا يا جرير المجامع « 5 » . آنان ، پدران منند تو مانندشان را بياور اى « جرير » هرگاه در مجتمعها گرد آمديم . در اين شعر ، واژهء « جئنى » صيغهء امر است و براى تعجيز آمده . ارونى بخيلا طال عمرا ببخله * و هاتوا كريما مات من كثرة البذل
--> ( 1 ) . طه / 25 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 139 ، حديث 6 . ( 3 ) . اين شعر از بحترى است . ( 4 ) . اين شعر از عمرو بن ابى ربيعه است . ( 5 ) . اين شعر از فرزدق است .