السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

116

جواهر البلاغة ( فارسى )

8 - و قال : انّ البخيل و ان أفاد غنى * لترى عليه مخايل الفقر ما فاتنى خير امرىء وضعت * عنّى يداه مثّوبة الشّكر و گفته است : بىشك خسيس اگر دارايى هم به دست آورد ابرهاى نادارى بر او ديده مىشود . من خير كسى كه دستهايش ، بار سپاس را از دوشم برداشت فراموشم نمىشود . 9 - و قال آخر : و ما لبّ اللبيب به غير حظّ * بأغنى فى المعيشة من فتيل و شاعر ديگرى گفته است : و خرد انسان خردمند اگر بهره‌مندى مادّى نداشته باشد گرانقدرتر از رشته‌اى كه در هستهء خرماست ، نيست . 10 - و قال آخر : و للحلم خير فاعلمنّ مغبّة * من الجهل الّا ان تشمّس من ظلم و شاعر ديگرى گفته است : مسلّم بدان بردبارى فرجامى بهتر از جهل دارد مگر اين‌كه از ستمى منع كنى . 11 - و قال حسّان بن ثابت : اصون عرضى بمالى لا ادنّسه * لا بارك اللّه بعد العرض فى المال و حسّان بن ثابت سروده است : آبرويم را با داراييم پاس مىدارم و آن را نمىآلايم . خداوند ، مبارك نگرداند ثروتى كه پس از رفتن آبرو بماند . اگر داراييم تمام گردد با تدبير ، دوباره به دست مىآورم ولى اگر آبرويم تباه شود ديگر چاره‌اى ندارم . 12 - و قال الشاعر : و لم اركالمعروف امّا مذاقه * فحلو و أمّا وجهه فجميل من مانند نيكويى نديده‌ام مزه‌اش شيرين و رويش زيباست . 13 - و قال صرّدر : تذلّ الرّجال لأطماعها * كذلّ العبيد لأربابها و أعلم انّ ثياب العفا * ف اجمل زىّ لمجتابها « صرّدر » سروده است : مردان ، براى آزهايشان خوار مىگردند چونان خوارى بردگان ، براى صاحبان خويش ، و بدان‌كه پوشش پارسايى زيباترين نمود و جلوه است براى كسى