السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

65

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

سبحانه بازگرديده خواهيد شد . خداوندا كسى كه قصد نموده كه رساند به من و به اهل من و فرزندان من و جماعتى كه مىخواهم ايشان را « 1 » بدى يا فقر و سختى يا زيانى را پس بكوب سر او را و ببند « 2 » زبان او را و لجام كن « 3 » دهان او را و مانع باش ميان من و ميان او به هر نحو كه خواهى و به هر جايى كه خواهى [ و بگردان ما را ] از شرّ او و از شرّ هر رونده‌اى كه تو فرا گرفته پيش سر او را ، « 4 » بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است . داخل در پرده و حائل تو « 5 » كه زايل گرديده نمىشود و داخل در قدرت و پادشاهى تو كه ظلم كرده نمىشود در آن شخص ، پس بدرستى كه حجاب تو بسيار منع‌كننده است و پناه آورندهء به سوى تو غلبه‌كننده است و فرمان تو غلبه نماينده است و پادشاهى تو غالب است و تو بر هر چيزى بسيار توانائى . بار خدايا رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد زيادتر از رحمتى كه فرستاده‌اى بر كسى از مخلوقات تو و رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد همچنان كه راهنمايى نموده‌اى و نجات داده‌اى ما را به سبب آن حضرت از گمراهى و بيامرز ما را و پدران ما را و مادران ما را و همهء مردان مؤمن و زنان مؤمنه را زنده‌هاى از ايشان را و مرده‌هاى آن‌ها را و پيرو و تابع گردان « 6 » ما را با ايشان در خوبيها ، بدرستى كه تو اجابت‌كنندهء دعاهائي و تو بر هر چيزى قادرى . خداوندا بدرستى كه مىسپارم به تو خود را و دين خود را و امانت خود را « 7 » و اهل خود را و مال خود را و عيال خود را و جماعتى را كه اندوه مىبرم از براى ايشان « 8 » و عاقبت كارهاى خود را و همه چيزهائى را كه بخشش نموده‌اى تو آن‌ها را بر من از امر دنيا و آخرت من ، پس بدرستى كه ضايع نمىشود محافظت كردهء تو و ناقص نمىشود سپرده‌هاى نزد تو و پناه نمىدهد مرا از عذاب خدا كسى و نمىيابم غير از خدا پناهى .

--> ( 1 ) يعنى جماعتى كه من ايشان را دوست مىدارم ، يا آن كه جماعتى كه عيال گشته‌اند مرا و يا جماعتى كه من ايشان را متكفّلم هر چند عيان نباشند . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى بگردان او را به حيثيتى كه قادر بر حرف زدن نباشد . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى بگردان او را به حيثيتى كه قادر نباشد بر تكلّم يا بر أكل ، يا اين كه بگردان او را مطيع كه سركشى نتواند نمود . ( 4 ) گرفتن ناصيه كنايه از مغلوب بودن و مقهور بودن ايشان است . ( 5 ) « في حجابك » متعلّق است به « و اجعلنا » يعنى بگردان ما را داخل در پرده و حجاب تو . و محتمل است كه معنى آن باشد كه حجابى كه قصد كرده شده و مطلوب نمىباشد ، يعنى كس طلب رسيدن به آن حجاب نمىتواند نمود . يا آن كه كسى تعقّل و ادراك آن نمىتواند نمود ، چه فكر به آن نمىرسد . يا آن كه كسى طلب معارضه آن حجاب نمىتواند كرد ، چه رفع آن حجاب ممكن از براى شخصى نيست . و اللَّه يعلم ( 6 ) و تبعيت قرار ده و موجود ساز ميان ما و ميان ايشان ، يعنى بگردان ما را پيرو و تابع ايشان در چيزهاى خوب . ( 7 ) مراد از امانت احتمال دارد كه اولاد باشد و ممكن است كه ايمان باشد يا هر چيزى كه بعد از هر شخصى باقى ماند . ( 8 ) يعنى اهل و عيال من كه اندوه مىبرم از جهت ايشان و بىدماغى و دلگيرى مىكشم .