السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
31
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
نمىشود چيزى كه نزد توست مگر به سبب تو سؤال مىكنم ترا كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد [ و بر آل او ] و آن كه كفايت نمائى مرا از شرّ چيزى كه مىترسم از آن و از چيزى كه نمىرسد آن را ترس من ، بدرستى كه تو بر هر چيزى قادرى و آن چيز بر تو آسان است ، جبرئيل از جانب راست من است و ميكائيل از جانب چپ و اسرافيل از پيش روى من است و نيست قدرتى و نه توانائى مگر به خواست خدا كه بلند و عظيم است . خداوندا اى بيرون آورندهء فرزند از شكم مادر و اى پروردگار جفت « 1 » و طاق هموار و آسان گردان از براى من چيزى را كه اراده نمايم از دنياى من و آخرت من و كفايت كن مرا از شرّ چيزى كه قصد نمايد مرا ، بدرستى كه تو بر هر چيزى قادرى خداوندا بدرستى كه من بندهء توام و پسر بندهء توام و پسر كنيز توام پيشانى من به دست تو است جارى است در من امر تو ، عدل است بر من حكم تو ، سؤال مىكنم ترا به هر نامى كه ناميدهاى تو به آن اسم نفس خود را و نازل گردانيدهاى تو او را در قرآن تو [ كتابهاى تو ] يا تعليم نمودهاى آن اسم را به شخصى از مخلوقات تو يا برگزيدهاى تو او را در علم پنهان در نزد تو آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آن كه بگردانى قرآن را فصل بهار « 2 » از براى دل من و روشنى چشم من « 3 » و بگردان قرآن را سبب شفاى سينهء من و بر طرف شدن اندوه من و رفتن غم من و بگردان آن را سبب اداى قرض من ، نيست خدائى مگر تو ، منزّهى تو از نقايص بدرستى كه هستم من از جملهء ظلمكنندگان بر خود اى آن كه زندهاى در وقتى كه نيست هيچ زندهاى زنده ، اى زندهكنندهء مردهها و اى ايستاده و مطّلع بر هر نفسى به چيزى كه كسب نموده آن را ، اى زنده نيست خدايى مگر تو به شفقت تو فرو گرفته است هر چيزى را ، طلب امداد مىنمايم پس امداد نماى مرا [ طلب فريادرس مىنمايم پس به فريادم برس ] و جمع نماى از براى من خوبى دنيا و آخرت را و دور گردان از من شرّ دنيا و آخرت را به حق بخشش تو و فراخى عطيّهء تو . خداوندا بدرستى كه تو مالك
--> ( 1 ) ممكن است كه مراد از شفع حيواناتى باشد كه در تولّد و تناسل احتياج به جفتى دارد ، مثل انسان و غير آن و مراد از وتر حيواناتى باشد كه در تولّد احتياج به جفتى ندارد . مثل عقرب و مانند آن . و محتمل است كه مراد از وتر آدم باشد و از شفع حوّا ، يا آن كه مراد عيسى باشد و ساير مردم ، يا آن كه مراد از وتر روز عرفه باشد كه نهم است و از شفع روز عيد اضحى باشد كه دهم است چه هر دو ، روز عبادت و بجاى آوردن مناسك حجّاند و متّصلند به يك ديگر . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى چنانچه در فصل بهار ، قلب كمال سرور و خوشحالى دارد و طبع شگفتگى و خواهش به او دارد ، قرآن را نيز بگردان از براى من كه كمال خواهش در تلاوت نمايم و شگفتگى طبع از براى من باشد ، نه آن كه از تلاوت آن منضجر و ملول گردم و مكدّر شوم تا آن كه بدين سبب ترك تلاوت آن نمايم . و اللَّه يعلم ( 3 ) مراد از گردانيدن قرآن را سبب روشنى چشم و شفاى سينه آن است كه قرآن را بگردان كه نظر تأمّل و تفكّر در آيات آن نمايم و اعتقاد به مضامين آن كنم و تدبّر در معانى آن نمايم تا نظر و بصيرتم روشن گردد و سينهام از مرض جهل و عصيان شفا يابد ، و ممكن است كه مراد گردانيدن قرآن باشد سبب از براى زيادتى نور چشم و شفاى سينهء حقيقيّة . و اللَّه يعلم