ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
83
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
هميشه جوان مىماند و هرگز پير نمىشود ! واى بر تو ! اميد دارى كه جوانى برگردد ؟ كه بر نمىگردد ، آيا در باقيماندهء مدّت عمر خود را در نمىيابى ؟ آيا به طرف خدا برنمىگردى ؟ اياس بن قتاده آثار پيرى در محاسنش ديد ، گفت : مىبينم كه مرگ در پى من است و من از دست او خلاص نمىشوم . پروردگارا از مرگ ناگهانى به تو پناه مىبرم ، اى فرزندان سعد ! من جوانيم را در راه شما دادم ، شما پيريم را به خودم واگذاريد ، و از آن روز در خانه نشست ، خانوادهاش به وى گفتند : از گرسنگى مىميرى ! گفت : اگر من با ايمان از گرسنگى بميرم بهتر است از اينكه منافق ، سرحال و فربه بميرم ! بعضى گفتهاند : آيا ظهور موى سفيد ( در سر و صورت ) تو را از نافرمانى خدا باز نمىدارد ؟ بعضى گفتهاند : يورش ناگهانى مرگ بر پير ، همانند يورش ناگهانى آن بر جوان است ! يونس مىگويد : رؤبه ( 23 ) حتى به من گفت : تا چه وقت از اين سخنان بيهوده مىپرسى ، سخنانى عجيبتر از عجيب ! من از تو در شگفتم آيا اثر پيرى را كه در محاسنت پديد آمده نمىبينى ؟ پيرى بيماريى است كه بهبودى ندارد ، و مصيبتى است كه كسى بخاطر آن به تو تسليت نمىگويد . حكيم نورسيدهاى سفيدى موى خود را ديد گفت : آفرين به نتيجهء حكمت و گزيده تجربه و لباس تقوا و پرهيزگارى ! نوجوانى ، پيرى را صدا زد ، و از روى تمسخر گفت : آى پشت خميده ! اين كمانت را چند خريدى ؟ پيرمرد جواب داد : پسرم اگر زنده بمانى بدون پرداخت بهايى ، به تو خواهند داد ! ( 24 ) چه گواراست زندگى اگر زلالش آميخته نبوده و نتيجهاش پيرى نمىبود . ابن معتزّ گويد :