ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
52
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
فَكَرِهْتُمُوهُ ( 158 ) : و اين نيز استعاره است و اساس آن هم بر پايهء اصل معروف در كلام عرب است يعنى ، ناميدن شخص غيبتكننده به خورندهء گوشتهاى مردم ، به حدّى كه شاعر عرب گفته است : و گر چه آنها گوشت مرا خوردند اما من به گوشتهاى ايشان افزودم و هر چند آنان بنياد عظمت مرا ويران ساختند ، من كاخ عظمت آنان را بنانهادم . ( 159 ) و حسان بن ثابت در سوك دخترش مىگويد : دختر پاكدامن موقرى كه هرگز سخن ناروايى به زبان نياورد و از گوشتهاى افراد غفلت زده نخورده و گرسنه ماند . ( 160 ) يعنى از غيبت زنانى كه از غيبت خود غفلت داشتند خوددارى كرد ، پس به وسيلهء خودداريش از غيبتى كه صاحب آن خورندهء گوشت طرف غيبت شمرده شده ، گويا او گرسنه مانده چيزى نخورده است . « فكرهتموه » يعنى نفوس شما آن را پس مىزند . و بعضى گفتهاند : خلاصهء اين مطلب آن است كه هر كس به خوردن گوشت مردار برادرش خوانده شود ، نفس او پس مىزند و از ناحيهء طبع و سرشت پذيراى آن نيست ، زيرا شايسته همين است كه هر گاه كسى به غيبت شخصى خوانده شود ، نفسش از ناحيهء عقل سرباز زند ، پس لازم است كه عقلا ناپسند باشد چنان كه در مورد اول طبعا ناروا بود ، زيرا انگيزهء عقلانى سزاوارتر به پيروى است از انگيزهء طبع ، زيرا طبع كور ناآگاه است اما انگيزهء عقل بينا و آگاه است و هر دو در مقام نصيحت و خيرخواهيند جز اينكه نصيحت عقل سالم و مورد اعتماد است ، امّا خير خواهى طبع ، ظنّى و احتمال نادرستى و ناخالصى دارد . آيهء مباركه : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( 161 ) . استعاره است وريد ، رگى است كه آن را ريسمان گردن مىنامند ، و اينها دو رگ ، يكى در راست و يكى در طرف چپ گردن قرار دارد ، و مقصود خداى متعال ، آن است كه نهان آدمى را مىداند ، زيرا كسى كه