ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )

48

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )

در حديثى از عمر آمده است : « إذا ائتمن أذى و اذا أشفى ورع » يعنى : اگر به او امانتى بسپارند ، از قبول امانت آزرده شود ، و هر گاه إشراف بر مال دنيا پيدا كند ، خوددارى كند ، و يا اگر مشرف بر معصيت شود ، پرهيز كند . [ كه در اينجا هم ، إشفاء بمعنى إشراف آمده است . ] از اين قبيل است ، حديث : « لا تنظروا الى صوم الرّجل و صلاته و لكن انظروا الى ورعه اذا أشفى يريد اذا اشرف على الدّنيا » ( 141 ) كه مقصود از « أشفى » اشراف بر دنيا يافتن است . در حديثى از عمر است كه وى از حج تمتّع منع كرد و گفت : مىدانم كه پيامبر ( ص ) خود حج تمتع را به جا آورده است امّا روا نديدم كه مردان با همسران خود رابطهء زناشوئى را از دست دهند ! و اين تخفيفى براى آنهاست . و در سخنى از ابن مسيّب آمده است : خدا عمر را بيامرزد ! اگر از متعه كردن نهى نكرده بود ، هر آينه مردم آن را وسيلهء زنا قرار مىدادند . يعنى بهانه‌اى مرموز براى زنا . در حديث است كه او بر حمزه سجده مىكرد ، يعنى سجّاده‌اى از حصير يا ليف خرما و به اندازه‌اى بود كه شخصى موقع سجده صورت روى آن بگذارد . در حديث آمده است كه پيامبر ( ص ) به زنان خود مىگفت : « كاش مىدانستم كدام يك از شما صاحب شتر پركركيد ، كه سگهاى حوأب بر او پارس مىكنند . ( 142 ) » بعضى گفته‌اند كلمهء « عسى : اميدوارى » از طرف خدا به معنى واجب است ، از آنرو كه اميد و وعدهء مرحمت از شخص بزرگوار وعدهء حتمى است ، و اميدوار كردن عبارت از رجحان يكى از دو كار بر ديگرى بدون وجود دليل بر برابرى دو طرف در جواز هر دو ، و بيرون شدن كلمه « عسى » در اين صورت از معناى ترديد و شك مانند بيرون شدن آن ، در گفتار آن گوينده‌اى است كه مىگويد : از امر و نهى خداوند اطاعت كن ، اميد است كه به خاطر اطاعتت رستگار شوى . [ كه اين اميد ، به معنى حتم و قطع است . ]