ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
46
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
است كه پيروان مذهب جبر معتقدند كه : همان طورى كه رنگها جداى از محلّ و موضع رنگ قابل رؤيتند همچنين خداوند را مىشود ديد امّا نه در جهتى از جهات ، اين نظر همان نظر غلطى است كه باعث علم به جواز رؤيت خدا شده است ، و امّا بيان اين مطلب كه انديشهء صحيح باعث جهل مىشود ، همان مطلبى است كه معتزله مىگويند : خداوند حكيم است ، و شخص حكيم كار زشت نمىكند ، و چون فساد و كفر دو عمل قبيحند پس خداوند اينها را خلق نكرده است و همچنين ساير گناهان و اعمال خلاف را نيافريده است و اين يك نظر درستى است كه باعث جهل مىشود . معتزله معتقدند چون مردم بطور معمول آنچه ديدند اين بوده است كه خداى حكيم كارى را كه ضرر آنى و يا زيانى در آينده داشته باشد انجام نمىدهد ، بنا بر اين اعتقاد يافتهاند كه موسوم شدن خدا به حكيم همين است ، در صورتى كه چنين نيست ، معناى حكيم بودن خدا آن است كه آنچه را بخواهد انجام مىدهد ، و بر آنچه اراده كند فرمان مىدهد ، به خدا سوگند كه اين عقيده آنها را نسبت به حق كور و كر كرده است ، بلكه معناى اينكه خداوند آنچه را بخواهد انجام مىدهد آن است كه او قادر توانايى است كه از انجام هيچ كارى عاجز نيست و هيچ چيز در برابر او مانع نمىشود و معنى آن كه او هر چه اراده كند فرمان مىدهد آن است كه هر چه را حكمت او بپسندد و اقتضا كند حكم مىكند ، و حكمت او بر انجام كار نيك و ترك كار بد اقتضا دارد و شأن حكيم هم همين است كه جز كار روا انجام ندهد ، خداوند از آنچه ستمگران مىگويند برتر و بالاتر است . از كتاب « الغريبين » هروى ، در حديثى از على ( ع ) نقل كردهاند : « ما را حقى است كه اگر به ما باز دهند ، مىگيريم ، و اگر ندهند ، ما به آخرين قسمت پشت شتر سوار مىشويم ، هر چند كه سير شبانه به درازا كشد ( 137 ) . » ( قتيبى گويد : اعجاز الابل ، يعنى : انتهاى پشت شتر اعجاز جمع عجز ، يعنى : مركب سوارى ناهموار . ) و معناى جمله چنين مىشود : اگر مانع حق ما