ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
103
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
و او قادر بر انجام درخواست او نبود ، پس به وى گفت : آيا با همين زبان دو خليفه را پشت سر نهادى ؟ جواب داد : اى ابو عباد من عادت داشتم كه ديگران از من درخواست كنند و عادت نكرده بودم كه من از ديگران درخواستى بكنم . از پيامبر ( ص ) نقل كردهاند : « هيچ ظرفى را آدميزاد ، پرنكرده است بدتر از شكم ، پس شخص از خوراكش به مقدارى كه باعث بقاى نسل است بسنده كند امّا در صورتى كه فرزند آدم قناعت كند ، نان ، آب و نفس به نسبت ، يك سوم ، كافى است » ( 10 ) و از آن گرامى است : « هر كس خوراكش كم باشد ، شكمش سالم ، و قلبش صاف خواهد بود و هر كس خوراكش زياد باشد ، شكمش مريض و سختدل خواهد بود . » ( 11 ) و از آن حضرت ( ص ) نقل كردهاند : « دلهاتان را به زيادى خوردن و آشاميدن نميرانيد ! زيرا دل مانند زراعت ، وقتى كه آب زياد بخورد ، مىميرد و فاسد مىشود . » ( 12 ) عوف بن ابى جحيفه از پدرش نقل مىكند : روزى آب گوشت و گوشت چربى را خوردم ، آنگاه خدمت رسول خدا ( ص ) رسيدم ، در حالى كه آروغ مىزدم ، پيامبر ( ص ) فرمود : « اى ابو جحيفة ! جلو آروغت را نگهدار ! زيرا پرخورترين شما در دنيا ، گرسنهترين شما در آخرت است . » ( 13 ) عوف گويد : پس از آن ابو جحيفه هيچ گاه از خوراك پرخورى نكرد تا خداوند او را از دنيا برد . على ( ع ) خرمايى از بدترين خرماها را ميل كرد ، و روى آن مقدارى آب نوشيد ، و با دست روى شكمش زد و فرمود : « هر كس آتش ميان شكمش جا دهد ، خداوند او را از رحمتش دور سازد . » ( 14 ) يكى از بزرگان مىگويد : من اقوامى را ديدهام كه هيچ كدام جز به مقدار گوشهاى از شكمش غذا نمىخورد ، هيچ فردى از آنها از خوراكى سير نشد تا اينكه از دنيا رفت ، وقتى كه غذا مىخورد ، نزديك سيرى مىرسيد ، از غذا دست