الشيخ الطوسي ( مترجم : صادق حسنزاده - حسين حسنزاده )
35
الأمالي ( فارسى )
سپس در سال دهم اعلان داشتند كه رسول خدا [ در اين سال ] حج گزرانده است پس مردم بسيارى به مدينه آمدند كه همگى مىخواستند به رسول خدا اقتدا كنند و عمل ايشان را انجام بدهند . آنگاه ايشان بيرون آمد و ما با ايشان بيرون آمديم تا به ذو الحليفه رسيديم و امام گويد : و جابر همينطور ادامه داد تا رسيد به اينجا كه على عليه السّلام با قربانىهاى پيامبر گرامى از يمن رسيد و فاطمه را در ميان كسانى ديد كه از احرام بيرون آمدهاند درحالىكه جامههايى رنگين پوشيده و سرمه كشيده بود . على عليه السّلام آن را بر او ناپسند دانست ولى فاطمه گفت : پدرم مرا به اين كار فرمان داده است . على عليه السّلام در عراق مىفرمود : من به نزد رسول خدا رفتم تا در اينباره از ايشان بپرسم و سرزنش او را از ايشان بخواهم ولى حضرت فرمود : او راست گفته است . او راست گفته است . [ 817 - در دنيا مثل يك عابر باش ] [ 896 ] 44 - ابن عمر گفته است : روزى رسول خدا دست بر من گذاشت و فرمود : اى عبد اللّه بن عمر در دنيا چنان باش كه گويا بيگانه و رهگذرى . و خودت را از مردگان بشمار . مجاهد [ يكى از راويان اين حديث ] گفته است : ابن عمر به من گفت : اى مجاهد چون صبح كردى دربارهء شب سخن نگو و چون به شب رسيدى دربارهء صبح سخن نگو . از زندگى براى مرگ ، از تندرستى براى بيمارى و از فراغتت براى كارت توشه بگير ؛ زيرا اى عبد اللّه تو نمىدانى كه فردا چه خواهى شد . [ 818 - كسى كه حديثى را كه دروغ است روايت كند خود او دروغگوست ] [ 897 ] 45 - از سمره روايت شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : هركس از ما حديثى روايت كند با اينكه مىبيند اين سخن دروغ است ، از دروغگويان است .