محمد خزائلى
99
شرح بوستان ( فارسى )
مرا شايد ( 1 ) انگشترى بىنگين * نشايد دل خلقى اندوهگين خنك آنكه آسايش مرد و زن ، * گزيند بر آرايش ( 2 ) خويشتن نكردند رغبت ( 3 ) هنرپروران * به شادى خويش از غم ديگران اگر خوش بخسبد ملك بر سرير ، * نپندارد ( 4 ) آسوده خسبد فقير و گر زنده دارد شب ديزياز ( 5 ) ، * بخسبند مردم به آرام و ناز به حمد اللّه اين سيرت راه راست ( 6 ) ، * اتابك ابو بكر بن سعد راست ( 7 ) كس از فتنهء ( 8 ) در پارس ، ديگر نشان ، * نبيند ، مگر قامت مهوشان . . . . . . . . . .