محمد خزائلى

76

شرح بوستان ( فارسى )

كه سهلست لعل ( 1 ) بدخشان شكست * شكسته نشايد دگرباره بست حكايت ( 3 ) [ ز درياى عمان برآمد كسى . . . . ] ز درياى عمان ( 2 ) برآمد كسى ، * سفر كرده هامون و دريا بسى عرب ديده و ترك و تاجيك ( 3 ) و روم ( 4 ) * ز هر جنس ( 5 ) ، در نفس پاكش علوم جهان گشته و دانش اندوخته * سفر كرده و صحبت آموخته به هيكل ( 6 ) قوى چون تناور درخت * و ليكن فرومانده بى ( 7 ) برگ ، سخت