محمد خزائلى
407
شرح بوستان ( فارسى )
فهرست حكايات باب اول حكايت 1 ص 67 شنيدم كه در وقت نزع روان حكايت 2 ص 69 شنيدم كه خسرو بشيرويه گفت حكايت 3 ص 76 ز درياى عمان برآمد كسى حكايت 4 ص 90 شنيدم كه فرماندهى دادگر حكايت 5 ص 92 شنيدم كه جمشيد فرخ سرشت حكايت 6 ص 92 شنيدم كه داراى فرختبار حكايت 7 ص 96 خبر يافت گردنكشى در عراق حكايت 8 ص 96 يكى از بزرگان اهل تميز حكايت 9 ص 100 در اخبار شاهان پيشينه است حكايت 10 ص 101 شنيدم كه بگريست سلطان روم حكايت 11 ص 104 خردمند مردى در اقصاى شام حكايت 12 ص 107 چنان قحطسالى شد اندر دمشق حكايت 13 ص 109 شبى دود خلق آتشى برفروخت حكايت 14 ص 112 شنيدم كه در مرزى از باختر حكايت 15 ص 116 شنيدم كه يكبار در حملهيى حكايت 16 ص 117 گزيرى به چاهى درافتاده بود حكايت 17 ص 118 حكايت كنند از يكى نيكمرد حكايت 18 ص 120 يكى پند ميداد فرزند را حكايت 19 ص 121 يكى را حكايت كنند از ملوك حكايت 20 ص 124 شنيدم كه در مصر ، ميرى اجل