محمد خزائلى

383

شرح بوستان ( فارسى )

كه زور آورد گر تو يارى دهى ؟ * كه گيرد ( 1 ) چو تو رستگارى دهى ؟ دو خواهند ( 2 ) بودن به محشر فريق ، * ندانم كدامين دهندم طريق عجب گر بود را هم از ( 3 ) دست راست ! * كه از دست من جز كجى برنخاست دلم مىدهد وقت وقت ، اين اميد ، * كه حق شرم دارد ز موى سپيد ( 4 ) عجب دارم ار شرم دارد ز من ، * كه شرمم نميآيد از خويشتن ! نه يوسف كه چندان بلا ديد و بند ، * چو حكمش روان گشت و قدرش بلند ، گنه ( 5 ) عفو كرد آل يعقوب را * كه معنى بود صورت خوب را به كردار بدشان مقيد نكرد * بضاعات ( 6 ) مزجاتشان رد نكرد ز لطفت همى چشم داريم نيز * بر اين بىبضاعت ببخش اى عزيز كس از من سيه نامه‌تر ، ديده نيست * كه هيچم فعال پسنديده نيست جز اين كاعتمادم به يارى تست * اميدم به آمرزگارى تست بضاعت نياوردم الا اميد * خدايا ، ز عفوم مكن نااميد پايان بوستان ( 1 ) . كه گيرد : چه كسى ميتواند گرفتار و بازخواست كند كسى را كه تو رستگارش كرده‌اى . ( 2 ) . دو خواهند بودن به محشر فريق : اشاره دارد به آيه 7 از سوره شورى « فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ » و همچنين اشاره دارد به اصحاب اليمين » و « اصحاب الشمال » مذكور در سوره « واقعه » . ( 3 ) . دست راست : اشاره است به « اصحاب اليمين » كه در سوره « واقعه » مذكور است . ( 4 ) . كه حق شرم دارد ز موى سپيد : ناظر است به اين حديث « ان اللّه تعالى يقول : الشيب نورى و انا استحيى ان احرقه بنارى » حديث ديگر « ان اللّه يحب ابناء السبعين و يستحيى من ابنا الثمانين . ( 5 ) . گنه عفو كرد آل يعقوب را : اشاره دارد به عفو يوسف از برادران كه در پايان قصهء يوسف در قرآن مجيد ياد شده است . مراد مصرع دوم اين است كه ميان سيرت و صورت هميشه رابطه موجود است و صورت زيباى واقعى همراه با سيرت نيكو است . ( 6 ) . بضاعات مزجات : مقتبس است از قرآن مجيد هنگامى كه برادران يوسف گفتند « اى عزيز ، ما با بضاعت مزجات آمده‌ايم بر ما تصدق كن و پيمانه ما را كامل ده » . ( مزجاة به معنى اندك ، لفظ سريانى است ) .