محمد خزائلى
297
شرح بوستان ( فارسى )
باب ششم در قناعت خدا را ( 1 ) ندانست و طاعت نكرد ، * كه بر بخت و روزى قناعت نكرد قناعت ( 2 ) توانگر كند مرد را * خبر كن حريص جهانگرد را سكونى به دست آور اى بىثبات ، * كه بر سنگ ( 3 ) گردان نرويد نبات مپرور تن ، از مرد راى و هشى * كه او را چو ميپرورى ميكشى خردمند مردم ، هنر پرورند * كه تنپروران از هنر لاغرند كسى سيرت آدمى گوش كرد ، * كه اول سگ ( 4 ) نفس ، خاموش كرد