محمد خزائلى

244

شرح بوستان ( فارسى )

فقيهان ، طريق جدل ( 1 ) ساختند * لم ( 2 ) و لا نسلم ( 3 ) درانداختند ( 4 ) گشادند بر هم در فتنه باز * به « لا و نعم » ( 5 ) كرده گردن دراز تو گفتى خروسان شاطر ( 6 ) به جنگ * فتادند درهم به منقار و چنگ يكى بى خود از خشمناكى چو مست * يكى بر زمين مىزند هر دو دست فتادند در عقده‌يى ( 7 ) پيچ‌پيچ ، * كه در حل آن ره نبردند هيچ كهن جامه در صف آخرترين ، * به غرش درآمد چو شير عرين ( 8 ) بگفت : اى صناديد ( 9 ) شرع رسول ، * به ابلاغ تنزيل ( 10 ) و فقه و اصول ( 11 ) ، دلايل قوى بايد و معنوى ( 12 ) * نه رگهاى گردن به حجت قوى . . . . . . . . . .